Monday, December 15, 2014



واماندگی ایران
ایران فعلی جامعه ای است که در آن مردم به حداقل آزادی قانعند،خواهان آزادی های بخور و نمیری هستند و از سویی طبقه ی حاکم هم تنها مطالبات مردم را برآورده می سازد و اجازه آزادی های یواشکی را میدهد.
به همین دلیل کسی از طبقه ی حاکمه نمی پرسد :
1.که آن جامعه ی بی طبقه ی توحیدی چه شد؟   و یا
2.حکومت عدل علی که حتی فرح پهلوی دلش بدان خوش بود چه شد؟
متاسفانه زنان ایرانی تعلقات طبقاتی متفاوت و چه بسا متضاد دارند و زن ستیزی و مرد سالاری ،جناح طبقه ی حاکم در ایران کنونیست.
همگون کردن زنان بسی سخت است و دشوار،زنان در ایران داشتن باور های دینی که همان شعور وارونه در فرم مذهب است را نشان دهنده ی منضبط بودن،مسئول ساز بودن و ...... می دانند که این گروه از زنان بر زنانی که هیچگونه باور دینی ندارند ارجعیت داشته و زنانی بی باور را بی شعور می نامند زیرا شعور تنها در فرم مذهبی  مطرح می شود.
در این میان  بخش عظیمی از جمعیت زنان در ایران طرفدار طبقه ی حاکم می باشند که اینان خواهان آزادی های بورژوارئی واپسین نیز هستند.
متاسفانه بسیاری از ایدئولوژی های انقلابی سازنده در زیر لایه های متعفن و گندیده و دیرین ارتجاع جا مانده اند.
امثال خمینی ،بن لادن ،ملا عمر در ظاهر مخالف نظام سرمایه داری اما آلترناتیو آنها بسی هولناک تر از خود سرمایه داری بوده است به بیانی دیگر آلترناتیو آنها به قوانین صدر اسلام باز می گردد.
به عنوان مثال چادرهای سیاه زنان که بسان زخم عمیقی است بر چهره ی زنان که خود به دیدگاه و باید و نباید های 1400 سال پیش جهان باز می گردد و پرا کنش شعارهای هدفمندی چون حجاب مصونیت است نه محدودیت حجاب را در تار و پود اندیشه ی ایرانیان تزریق نموده و بدین ترتیب است که بطن فرهنگی ایران پر از تضاد و تناقض است ودر هیچ کجای اندیشه ایی ملت ایران خرد جمعی نقشی در ساختار ذهنی و رفتار عینی ندارد.
نگاه قومیتی و نژاد پرستانه ی ایران و ایرانی هم جای خود را دارد .
به خوبی میدانیم که آزادی و آزادگی با شناخت و شعور رابطه ی مستقیمی دارد و لازم و ملزوم یکدیگرند و صرفا به همین دلیل است که خر نمی تواند آزاد و رها باشد.
مثال خر در حقیقت مصداق سیاست پنهانی جمهوری اسلامی ایران است که به جای فراگیری و آموزش علم و اندیشه خرافه و خرافه پرستی را اشاعه می دهند،
می توان از این دو خط و بیان مثال چنین نتیجه گرفت که لازمه ی رسیدن به حداقل آزادی همچون آزادی های یواشکی که در آن گوشه چشمی و تار مویی دل خوشی زنان است همان خریت است.
ایران ما نیازمند دگرگونی های بنیادی همسو با به اجرا در آمدن خواسته های ملی_دموکراتیک است.
این دگرگونی به معنای نابودی ماهیت دیکتاتوری روبنای سیاسی آخوندیسم وتغییر آن است،شایان ذکر است علاوه بر ایجاد تحول و دگرگونی در زیربنای سیاسی ،زیر بنای اقتصادی هم نیاز به تغییر و تحول دارد زیرا زیر بنای اقتصادی ایران تحت سلطه ی سرمایه داری انگلی تجاری و بورژوازی می باشد.
به عبارتی تمرکز کلان سرمایه های ضد مردمی در راس هرم قدرت که همان عوامل ضد دموکراتیک و روبنای سیاسی دیکتاتوری کشورمان ایران است.
آنچه که در طی این سال ها به خصوص در سالهای اخیر دولت جمهوری اسلامی شاهدش بوده ایم تغییر روبنای سیاسی کشور در بهترین حالت به شکل تغییر در نام،رنگ و جابجایی کانون های قدرت بوده است به عنوان مثال هشت سال ریاست جمهوری رفسنجانی هشت سال ریاست جمهوری خاتمی ،چهار سال احمدی نژاد و اکنون دولت روحانی که در این میان رنگ های سبز و بنفش هم پدیدار شدند که در ذات گرگی هستند و بودند در لباس میش.سیستم دولت جمهوری اسلامی ایران یک سیستم سوسیالیستی نمی باشد.
در جامعه ی شبه اسلامی فعلی ایران دین فرمی از شعور اجتماعی است از سویی وجود اجتماعی تعیین کننده ی شعور اجتماعی می باشد و حقیقت تلخ اینست که در ایران، دین شعور اجتماعی جامعه ی برده داریست ،آیا تاکنون از خود پرسیده اید که راه کار چیست؟
با توجه به تعاریف نسبیتی بالا می توان گفت که بایستی وجود اجتماعی عوض  شود که به دنبال آن شعور اجتماعی در خور خود را نیازمند است که خود نفی دین تلقی می شود از طرفی شعور کاذب  و کهنه باید به وسیله ی شعور علمی و مترقی جایگزین شود که دگر بار در ذات باز هم به نفی دین بر میگردیم که همان گسترش دیدگاه مادی گرایانه ( ماتریالیستی) که به طور حتم اندیشه های عقلانی نتایج بهتری در بر خواهند داشت.
تنها اندکی چشمانمان را تنگ کنیم وبا مغزمان بیندیشیم.
منبع
مارکسیسم و حزب.جان مالینوکس
نویسنده
مارال شریف پور
کاریکاتوریست : علی‌ شافعی


Saturday, August 2, 2014

سکس قبل از ازدواج در فرهنگ ایران
سکس پدیده یی است که تحت تاثیر یک سری احساسات بین دو جنس مخالف یا موافق رخ می‌‌دهد و باعث ایجاد تغییراتی در ترشح برخی‌ از هورمونهای زنانه و مردانه (استروژن ،پروژسترن) می‌‌شود. در برخی‌ موارد عمل سکس بر اساس احساسات فی‌ مابین دو جنس موافق و مخالف رخ می‌‌دهد و می‌‌توان گفت راهییست  معقول برای شناخت جنس مخالف.
حال فرهنگ کنونی ایران که بر تمامی روابط و اصول روابط تاثیر گذار بوده و هست یک فرهنگ اسلام محور و در پاره یی از موارد فرهنگ سنتی‌ اسلام محور می‌‌باشد. در این مقاله به بر رسی‌ مثبت و یا منفی‌ بودن سکس قبل از ازدواج می‌‌پردازیم.
همانطور که قبلاً اشاره کردیم فرهنگ فعلی ایران یک فرهنگ سنتی و اسلام محور است.اسلام همان دینی که گروه تروریستی داعش معرف و مدافع آن می‌‌باشد ،همان دینی که دائما جنس زن را سرکوب کرده و در بسیاری از نقاط جهان به واسطه ی آیات آن‌ زنان و دختران را به منظور نابود سازی میل جنسی‌ ختنه میکنند در آفریقا در اسیا و به تازگی هم حامیان اسلام ناب محمدی (گروه داعش )دستور ختنه کردن زنان و دختران موصل را داده است.
در دین مبین اسلام به خوبی‌ بسته بودن روابط بین دو جنس مخالف به عینه مشاهده می‌‌شود و تنها با جاری شدن صیغه ی عقد زن و مرد قادر به لمس تن‌ یکدیگر می‌‌باشند اما در تاریخ باستان ایران قدیم نیز روابط بین زن و مرد محدودیت‌هایی‌ داشته و دین و سنتی اینچنینی باعث ایجاد فرهنگ اسلام محور و سنّت گرای کنونی در ایران شده است.
ایران کشوریست که از لحاظ فرهنگی‌ و اندیشه ی روابط ،بین سنّت و مدرنیته جا مانده است و می‌‌توان گفت خطرناک‌ترین و هولناکترین اوضاع فرهنگی‌ یک کشور از آن‌ ایران است.
سکس در ایران فعلی متاثر است از استانداردهای جوامع غربی و با توجه به دیدگاه عموم در ایران سکس یکی‌ از نورم‌های اجتماعیست که اسباب آسیب پذیری زنان را فراهم می‌کند.
متأسفانه سکس در ایران فعلی دچار افسار گسیختگی شده است حال این افسار گسیختگی معلول فقر فرهنگی‌ ،دین حاکم بر روابط،عدم شناخت مرد و زن از یکدیگر در باب شناخت فیزیولوژی،و آناتومی و بیولوژی و سکسولوژی،که این فاکت در حقیقت خود معلول افکار بسته ی دینی می‌‌باشد.
در ایران کنونی سکس قبل از ازدواج گاهاً مثبت بوده و گاهاً منفی‌ و مخرب ظاهر شده است و متأسفانه اندیشه ی آزادأنه ی شناخت همه جانبه ی دو جنس مخالف از یکدیگر به ابزاری مبدل شده است برای استفاده ی سؤ مردان و زنان بی‌ قید و بند و ناا آگاه که خود بر خواسته ی خویشتن آگاهی‌ ندارند.بر طبق آخرین تحقیقات در جامعه ی آماری ایران در صد بیشتری از طلاق‌ها به علت مسائل و مشکلات جنسی‌ بوده است زیرا مرد و زن تا قبل از ازدواج و جاری شدن صیغه ی عقد هیچ گونه شناختی‌ از یکدیگر نداشته و آدابته شدنبا نیازهای جنس مخالف برایشان ناا مانوس است.
در ایران یک زن به خاطر باید‌ها و نباید‌های دینی و فرهنگی محکوم است به انزوا و نابود سازی میل جنسی‌ و حتی به علت وجود تابویی به اسم بکارت و محدودیت‌های ناشی‌ از آن‌ که در میان خانواده‌ها بسیار متداول است به خود اجازه ی سکس با مردی که در آینده همسرش خواهد بود نمی‌‌دهد البته جا دارد که در همینجا به سودجویی برخی‌ از مردان و پسران اشاره کرد که ترس از همین پدیده ی اجتماعی زنان را محدودتر می‌‌سازد و متأسفانه این رفتار غیر انسانی‌ در میان جوامع غیر اسلامی نیز به وفور دیده می‌‌شود.
می‌ توان مزایا و معایب سکس قبل از ازدواج را به صورت خلاصه در موارد ذیل نام برد،در ابتدا به معایب این پدیده اشاره می‌‌کنیم:
۱:سودجویی برخی‌ از مردان و زنانی که اندیشه ی بیمارگونه داشته اند .
۲:آسیب پذیری زنان در فرهنگ اسلام محور ایران چرا که در قانون اساسی‌ اسلامی ایران پدیده ی سکس قبل از ازدواج زنا محسوب می‌‌شود که خود حکم قصاص دارد.
۳:اگر سکس بین دو جنس مخالفی صورت بگیرد که تنها به علت باید‌ها و نباید‌ها تن‌ به ازدواج با یکدیگر می‌‌دهند و به علت عدم علاقه‌شان به یکدیگر به ازدواج منتهی‌ نمی‌‌شود اسباب هرزگی را چه بسا برای یکدیگر در اندیشه   و تنشان فراهم می‌‌سازند.
اما مزایای سکس قبل از ازدواج:
۱:شناخت همه جانبه ی جنسی‌ طرفین رابطه از یکدیگر و به دنبال آن‌ یکی‌ از راه‌های کاهش آمار طلاق در ایران فعلی. 
۲:افزایش آگاهیهای جنسی‌ طرفین.
۳:انتخاب صحیح همسر بر اساس معیارهای واقع گرایانه تر.
در انتها به سوالی که باعث تحریر این مقاله شده است پاسخ میدهیم،سکس قبل از ازدواج منوط است به شرایط فرهنگی‌ و باید‌ها و نباید‌های اجتماعی حاکم بر روابط انسانی‌ کشور مورد نظر و در ایران فعلی که جز کشورهای جهان سومی‌ مطرح می‌‌شود سکس قبل از ازدواج در موارد بسیار اندک سازنده و مثبت بوده ولی‌ در بیشتر موارد عملی‌ منفی‌ تلقی‌ شده است که باعث افزایش آسیب پذیری جنس زن و ترد شدن و انزوای زن به دلیل افکار و اندیشه ی حاکم بر ایران و مردم ایران، همچنین به علت فرهنگ مرد سالارانه ی ایران در بسیاری موارد این پدیده باعث تخریب شخصیتی‌ زن می‌‌باشد در حالی‌ که سکس قبل از ازدواج در ذات بسیار سازنده و مثبت تلقی‌ می‌‌شود.
محیا محقق


Friday, July 18, 2014

صیغه یا فساد شرعی؟
بر طبق ماده ۱۰۶۲ قانون مدنی (نکاح واقع می‌‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید)
در کشورهای مسلمان شیعی ،صیغه در حقیقت آیاتی از کتاب مقدس مسلمانان است که به موجب آن زن و مرد را به ازدواج هم در می‌‌آورند و صیغه بر دو نوع است :
۱.صیغه ی دائم
۲.صیغه ی موقت 
در این مقاله به بر رسی‌ صیغه ی موقت در ایران می‌‌پردازیم که در حقیقت این رویکرد باعث تخریب بسیاری از زنان جوان ایرانی شده است.اگر بخواهیم از دید انسانی‌ به این پدیده بنگریم متوجه می‌‌شویم که صیغه به هرشکل در حقیقت ابزاریست که به واسطه ی خواندن چند آیه ی قرآنی زن را به تملک مرد درآورده و دید کالایی به جنس زن داشته است چرا که زن پس از خواندن این آیات توسط آخوندی که همان ملای موالی بگیر است تن‌ و احساسش را در ازای مهریه یی در اختیار مرد قرار داده است این در حالیست که مهریه ی زنی‌ که زیر بار صیغه ی موقت می‌‌رود چه بسا اصلا اهمیت نداشته و در مراجع قانونی‌ این صیغه بدون پرداخت مهریه فسق می‌‌شود.
اولین و مهمترین سوالی که ذهن خواننده را به خود درگیر می‌‌کند اینست که زنان چگونه و تحت چه شرایطی تسلیم این اندیشه ی فاسد آخوندیسم که سالهاست در ایران روج پیدا کرده و مهر تاییدیست بر ناتوانی زن و حقیر شمردن وی در اندیشه ی پلید اسلام گرایان ایرانی می‌‌شوند.
در ایران کنونی شاهد نقض حقوق زنان در بسیاری از موارد بوده ایم مانند عدم رعایت حقوق زنان در مسائل اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و خانوادگی،اشتغال زائی و....... اما ریشه ی این نابرابری مانند همیشه به سیاستهای پنهان و ضدّ زن دولت جمهوری اسلامی ایران باز میگردد چرا که دولتمردان فعلی ایران به خوبی‌ بر این موضوع واقفند که زنان توانایی بر اندازی این رژیم را دارا هستند و این زنان هستند که نقش تعیین کننده یی در سیاست هر کشور دارند و به دنبال همین اگاهیشان از ابتدای حکومتشان به شیوه‌های مختلف به تخریب شخصیتی‌ و جنسیتی زن مبادرت ورزیده اند که یکی‌ از آنان همین صیغه می‌‌باشد.
در حقیقت صیغه ی موقت یا همان ازدواج موقت راهیست برای پنهان کردن و کم‌رنگ کردن کوتاهی‌ دولت در امر رسیدگی به حقوق زنان،متأسفانه آمار دقیقی‌ از میزان صیغه ی موقت در دسترس نیست چرا که صیغه ی موقت به صورت غیر رسمی اجرا شده و همین امر باعث ظلم بیشتر به زنان در ایران می‌‌شود زیرا زنی‌ که خود را به صیغه ی موقت مردی در  میاورد در ازای کمترین در خواست و مزایا بدین ازدواج تن‌ میدهد.اما در بر رسی‌‌های به عمل آماده متوجه شدیم که بیشتر زنانی که تن‌ بدین نوع ازدواج می‌‌دهند زنانی هستند ،جوان که یا مطلقعه بوده اند و یا در سنین جوانی‌ بیوه می‌‌شوند و به علت شرایط اقتصادی نامناسبشان و صرفاً به منظور لقمه نانی آبرو مندانه زیر بار صیغه ی موقت می‌‌روند که مبادا به علت فقر به تن‌ فروشی و فساد بپردازند و این خود نشان دهنده ی دولت جمهوری اسلامی ایران است که برای زنانی با این شرایط هیچگونه بیمه‌ و مزایا و حقوقی در نظر نداشته و مهر تاییدیست بر اینکه آقایانی که در راس حکومتی قرار دارند تمامی حق و حقوق آنان را در جیب مبارک خود قرار داده به منظور سرمایه گذاری در کشورهایی همچون کانادا،هرچند که در ظاهر ایران و کانادا روابط مثبتی ندارند اما عملا بر خلاف این نظریه می‌‌بینیم که نوادگان خمینی ،بستگان احمدی‌ نژاد در بانک‌های معروف کانادا سرمایه‌های کلان قرار داده و تنها پاسخ این دولت این است که این سرمایه‌ها متعلق است به ملکه ی انگلیس،ننگ‌ بر این دولت که به واسطه ی دین عرب بادیه نشین و به بازی گرفتن عواطف ملت ایرانی و دست گذاشتن بر نقطه ضعف این ملّت یعنی احساسی‌ بودن و خرافه پرست بودن این مردم،خونشان را در شیشه کرده و مردم ایران زمین را به قهقرا می‌‌برد بدون آنکه مردم ذرّه یی احساس کنند چرا که پای دین در میان است.
بر طبق ماده ی ۱۰۷۶ قانون مدنی مدت نکاح منقطع (ازدواج موقت) باید کاملاً مشخص گردد که این خود یک پولتیک و سیاست پنهانیست که زن را به ابزار و عروسکی تبدیل می‌کند در مدت مشخص و همان بی‌ بند و باری را به کرّات رواج می‌‌دهد اما باز هم پای دین در میان است،آنچه بسیار جالب تر جلوه داده اشده است اینست که در مجالس قضایی ساپورت پوشیدن زنان و دختران ایرانی را بی‌ بند و باری تعریف می‌‌کنند.
به پاا خیزیم برای بر اندازی این رژیم فاشیست آخوندی که بر پایه ی دین توحش ،دین ناا برابری تأسیس شده است ،بانوان به مطالعه ی بیشتر بپردازیم تا با حق و حقوق انسانیمان آگاه تر شویم چرا که این آگاهی‌ تیشه یی ‌ست بر ریشه ی این دولت.در دولت جمهوری اسلامی سیاست پنهانی‌ بدین صورت است که ناتوانی زن برابر است با پر رنگ کردن سیستم مرد سالاری و به دنبال آن سرگرم شدن ملت به بیچارگی‌هایشان که صیغه ی موقت یکی‌ دیگر از سیاست‌های پنهانی‌ این دولت است چرا که رواج صیغه در ایران هم بر زنان لطمه وارد کرده است و نوعی بی‌ بند و باری شرعییست و همچنین بیماری‌های متعددی در میان مردان گسترش داده است مانند بیماری‌های جنسی‌ متفاوت و همچنین معضلات روانی‌ و مشکلات خانوادگی و از هم پاشیدگی خانواده‌ها راا به ارمغان آورده است،چرا که در ایران بر اساس سنت پیامبرشان (محمد تازی) مردان می‌‌تواندن یک همسر ثابت و دائم و چندین همسر به اصطلاح صیغه یی داشته باشند در همینجا می‌‌توان به صورت ریاضی‌ رابطه ی دولت و سیاستش را با صیغه ی موقت بیان کرد و می‌‌توان گفت کوتاهی دولت در امور زنان رابطه ی مستقیمی‌ با میزان افزایش صیغه ی موقت در ایران داردوا همچنین سرگرم شدن ملّت در به خود زخم زدن که راه را برای اعمال جنایت کارانه ی اینان هموار می‌‌سازد.

پاینده ایران
محیا محقق




Sunday, July 6, 2014

حکومت ایده‌آل ایران
ایران یکی‌ از کشورهای آسیاسیست که در جنوب غرب این قاره وجود دارد و دارای ۳۰ استان است که منابع نفت و گاز از جمله داراییهای این کشور است.
پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی دولت حاکم بر این کشور جمهوری اسلامی یا همان دولت خمینی بوده که توانسته علی‌ رغم تمامی نقاط ضعفهای حکومتیش بر ایران حکومت کند.حکومتی اسلام محور که بر پایه ی اندیشه ی آخوندیسم به پیش رفته،اندیشه یی که دین را در کنار سیاست همواره دانسته و به واسطه ی همین اندیشه تمامی افکار،اهداف و اندیشه‌های ضدّ بشری ‌اش را به اجرا می‌‌رساند  ولی‌ در کنار همین دولت احزاب ،سازمان‌ها و جنبش‌های ضدّ این رژیم نیز به وجود آمدند که می‌‌توان از جدایی طلب‌های کرد،سلطنت طلب ها،جمهوری خواهان اما با پسوندی دیگر مانند جمهوری دمکراتیک ،کمونیست ها،اصلاح طلبان،حزب مشروطه،سازمان مهر میهن،سازمان ملی‌ و میهنی ،جبهه ی مشارکت ملی‌،جبهه‌ ی ازادیخواهان نام برد که اگر عمیق بنگریم متوجه می‌‌شویم که تمامی‌ این جنبش‌ها یا سازمان‌ها یک هدف را دنبال می‌‌کنند آن‌ هم بر اندازی رژیم آخوندیسم هست. 
اما عملاً میبینیم که عملکرد و فعالیت آنان بسنده شده به چندین اعتصاب و تظاهرات‌هایی‌ در خارج از ایران ،به بیانی‌ بستر این تغییرات فراهم نشده و هیچگونه تغییر مثبتی انجام نشده است.حال این سوال در ذهن پدیدار می‌‌شود که ایراد کار اینان در چیست؟
به درستی‌ می‌‌دانیم برای پیدایش یک تغییر نیاز به فاکتورهای متفاوتی داریم از جمله:
۱.وجود اندیشه ،نیرو و اعضایی که می‌‌تواند مفید و سودمند باشد و از طرفی‌ تبحر و آگاهی کافی‌ در این زمینه را داشته باشند ولی‌ باز هم میبینیم که شعار بسیاری از افراد اپوزیسیون بالا بردن کمیت هست ،یعنی‌ افزایش تعداد اعضای آن حزب یا جنبش یا سازمان بدون در نظر گرفتن کیفیت آن‌ به خوبی‌ می‌‌دانیم که در سالهای اخیر جمعیت مهاجر و پناهجویی که ترک وطن کرده اند بسیار است و متأسفانه بسیاری از نیروهای موجود در بخش‌های مختلف اپوزیسیون تنها به منظور گرفتن قبولی از یک کشور ‌اروپایی یا آمریکایی وارد اپوزیسیون شده و به محض دریافت اقامت و پذیرش از جانب کشور مورد نظرشان فعالیت مختسرشان را ترک کرده و چه بسا آن‌ حزب و سازمان را نفی می‌‌کنند و ایرادارتی بر عملکرد آن سازمان میگیرند.بارها با گوش خودم شنیده‌ام افرادی که در راس این گرایش‌های اپوزیسیون قرار دارند صرفاً به منظور کمک‌های مالی‌ از اسپانسرهای حکومتی ضد ایران نیرو جذب می‌‌کنند و هیچگونه اعتنا و توجهی‌ به بار اندیشه و تفکر افراد عضو در گروه ندارند و این یکی‌ از ایرادات خانمان سوز اپوزیسیون می‌‌باشد.
۲.وجود اسپانسرهای مالی‌ به منظور فراهم آوردن امکانات کافی‌ برای انجام فعالیت‌های ضدّ دولت اسلامی ایران. در بحث مبارزاتی میخوانیم که برای براندازی رژیم اسلامی ایران نیازمند یک انقلاب نیستیم بلکه نیازمند یک اعتراض یک روزه همگانی هستیم،که این خود نیازمند امکانات مالی‌ فراوانیست،از طرفی‌ برای بر اندازی تنها جنگ نرم کافی‌ نیست ،و برای به تسلیم آوردن ارتش فعلی ایران و ارگان‌های مختلف ایرانی از جمله سپاه پاسداران مبارزاتی مسلحانه پیش می‌آید که خود نیازمند یک پشتوانه ی مالی‌ کافیست.
با برسی‌‌هایی‌ که در اپوزیسیون داشتیم متوجه شدیم که یکی‌ از گرایش‌های به نام و فعال اپوزیسیون بخش سامانه ی پادشاهیست ،بخشی که ولیعهد(فرزند ارشد شاه بزرگ) در راس آن قرار دارد ،اما جای انتقاد بسیار است،اولین انتقاد را می‌‌توان بر اعضای این سامانه نام برد،در سامانه ی پادشاهی افراد بسیار فعال همچون امید دانا وجود دارد اما در نقطه ی مقابل افرادی را میبینیم که توانایی تعریف کلمه ی سیاست را هم ندارند و صرفاً برای دریافت نامه ی تائیدیه از جانب ولیعهد گذاری بر این سامانه داشته اند و این گرایش بیشترین تعداد و اعضا را دارد.لذا از جناب ولیعهد خواستاریم که هر فردی را در این گرایش راه ندهند از طرفی‌ جناب ولیعهد چرا تا بحال حکومت آخوندیسم پاا برجاست؟؟گمان نمیکنید نقصانی در کار شماست؟؟؟
بلی از اندیشه‌های سودمند استفاده نمیکنید،هزینه یی برای بر اندازی این رژیم نمیکنید،خواهشا دستی‌ در جیب مبارک کنید ،نیروها و اندیشه‌های جوان بسیاری هستند که توانایی بزرگ‌ترین تغییرات را دارند،ایجاد در تغییری مستلزم هزینه است.به گمانم شما با آن‌ پیشینه ی خانواده ی پدری بتوانید اندکی‌ یاری رسانید.تاریخ ایران از آن‌ شماست،به آن‌ می‌‌بالیم ،بر این اندیشه هستم که در ایران تنها گرایشی که باید بر ضدّ آخوندیسم وجود داشته باشد تنها سامانه ی پادشاهییست چرا که بخشی از تاریخ ایران است،اما ،اما‌های فراوانی وجود دارد ،یکی‌ از راه‌های پیشرفت یک کشور به روز بودن و هماهنگ بودن با تکنولوژی و پیشرفت در هر زمینه یی میباشد ، احترام به تاریخ پیشینیان عملاً به یک نوع بت پرستی‌ مدرن تبدیل شده است.
برای بر اندازی این رژیم نیازمند صداقت هستیم،نیازمند حکومتی که ایده ال مردم و ملت است،ایران نیازمند یک دموکراسی دینیست،نیازمند یک دموکراسی حکومتیست،ملت من اشباع هستند از باید‌ها و نباید ها،آری مردمم حرف تازه یی میخواهند بشنوند،تاریخ ما یک افتخار ماست،اما حکومتی دینی یا حکومتی پادشاهی تنها پاسخگوی این ملت نیست .
برای بر اندازی رژیم آخوندی می‌‌توان به نکات ذیل توجه کرد:
۱.آگاهی‌ سازی در میان مردم که خود مشتمل بر چند زیر گزینه است مانند آگاهی‌ از تاریخ ایران باستان،آگاهی‌ از رفتار‌های پنهانی‌ این دولت،آگاهی‌ از حق و حقوق فردی افراد ملت.
۲.تامین نیازمندیهای مالی‌ لازم و ملزوم برای بر اندازی.
۳.بکار گیری نیروهای متخصص و هدفمند و اندیشمند.
۴.شناخت ایده آال‌های ملت برای حکومت دلخواه.
۵.اساسنامه یی کامل و معتقد بودن بدان.
۶.یکپارچگی در میان اپوزیسیون و سمّ زدایی در میان افکار مسموم اپوزیسیون.

پاینده ایران 
محیا محقق

Saturday, June 28, 2014

تفکر و اندیشه ی داعش چیست؟
همزمان با بحران و چالش عظیمی که در کشور سوریه رخ داد، گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی متفاوتی پدیدار شدند و آخرین گروهک تروریستی که این روزها بیشترین اخبار و وقایع را به خود اختصاص داده است گروهکیست موسوم به داعش.
داعش یا دولت اسلامی عراق و شام که از کشور سوریه متولد شده و وارد کشور عراق شده است بنا بر تعاریفی هدف این گروه یکسان سازی شیعه و سنی در مناطق عراق و شام است بنابر اخبار روزانه این گروهک با قساوت تمام علاوه بر کمی‌ تعداد اعضا به راحتی‌ در مناطق مختلف عراق نفوذ کرده و دست به جنایت‌های هولناکی از جمله سر بریدن افراد شیعه می‌‌زند.
نکته یی که بسیار بحث بر انگیز است اینست که عکس العمل بسیاری از دول جهانی‌ چه در مناطق خاور میانه چه در غرب و آمریکا به نوعی فرار از حقیقت است به گونه یی که در بسیاری از رسانه‌های آمریکایی میبینیم که دولتمردان آمریکایی  سعی‌ بر تبرئه این ابر قدرت در تاثیر گذاری بر این سازمان جنایت کار داشته اند از سؤ دیگر بسیاری از مخالفان بشار اسد اساس و پایه ی این سازمان نو پا را نشئات  گرفته از دولت اسلامی ایران می‌‌دانند اما در جای دیگر می‌‌بینیم که دولتمردان ایرانی عنوان می‌‌کنند این گروهک متعلق به بعثیهای جنایت کار و وفادار به رژیم صدام می‌‌باشد و بر این اندیشه اند که تمامی جنایت‌های این سازمان هیچگونه ارتباطی‌ به دعوای شیعه و سنی ندارد همانگونه که آقای احمد خاتمی در خطبه ی نماز جمعه ی هفته ی پیشین چنان بیان کردند که این افراد تروریست متعلق به دوران صدام بوده و در حقیقت لائیک هستند.
اما بسیاری بر این عقیده هستند که این سازمان نو پا از جانب دولت عربستان سعودی حمایت و تسلیح می‌‌شود و دقیقاً پیشرفت این سازمان جنائی همزمان با قدر دانی‌ ناا بهنگام و بی‌ دلیل دختر صدام حسین از دولت عربستان بوده است.
اما بر طبق صحبت‌هایی‌ که با یکی‌ از سربازان گروه پ.ک.ک که متعلق به کردستان است و ساکن در کرکوک عراق می‌‌باشد داشتیم می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که دولت جمهوری اسلامی ایران به نوبه یی این گروهک تروریستی را حمایت می‌‌کند چرا که اگر در پراکنش فعالیت‌های این سازمان تروریستی بر روی مناطق کرد نشین و اقلیم‌هایی‌ که کرد زبان هستند در مناطق مختلف عراق دقت کنیم متوجه می‌‌شویم که این گروهک تروریستی عمده ی جنایت‌هایش را در کرکوک و موصل داشته و بنابر آخرین اخبار واصله،این گروهک قصد حمله و تصرف بغداد را نیز دارد.
بنا بر تعاریفی می‌‌توان داعش را دولتی بدون حکومت و کشور اما با قدرت نظامی بسیار بالا معرفی کرد.برای سراغاز و بیان تاریخه ی این سازمان کوچک تروریستی می‌‌توان چنین نوشت:
ابتدایی‌ترین زمان تشکیل این گروهک ترورییستی متعلق است به سال ۲۰۰۴ میلادی که در آن‌ زمان فردی به نام (ابو مصعب زرقاوی) گروهی به نام (جماعت توحید و جهاد )را در کشور عراق تأسیس کرد و با بیعت زرقاوی با اسامه بن لادن (رهبر گروه تروریستی القاعده) این گروه به شاخه یی از القاعده مبدل شد در سال ۲۰۰۶ زرقاوی توسط ارتش آمریکا کشته شد و (ابو حمزه المهاجر) به جای وی به عنوان رهبر این گروه تعیین شد در ۱۵ اکتبر همان سال دولت اسلامی عراق به ریاست شخصی‌ به اسم (ابو عمر بغدادی) اعلام موجودیت کرد.البته می‌‌توان گفت دولت اسلامی عراق حاصل ادغام چندین سازمان مسلح مانند:
۱.سازمان القاعده بین النهرین
۲.مجلس شورای مجاهدین عراق.
۳.ارتش صحابه
می‌ باشد،اما تشکیل سازمان داعش  به سال ۲۰۱۳ باز میگردد،در آوریل ۲۰۱۳ ابوبکر بغدادی به عنوان جانشین عمر بغدادی طی‌ یک پیام صوتی معرفی‌ شد.ابوبکر بغدادی در کشور سوریه در (جبهه‌ ی النصره) مبارزه میکرد که جبهه‌ ی النصره امتداد دولت اسلامی عراق و بخشی از آن‌ است و به عبارتی داعش همان اسم تحصیلی‌ از تلفیق اسم دولت اسلامی عراق و جبهه‌ ی النصره می‌‌باشد.
در حقیقت شعار داعش یاری رساندن به اهل سنّت در کشور سوریه است.
بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که شاهزادگان سعودی تامین کننده ی مالی‌ این گروهک تروریستی می‌‌باشند چرا که داعش رسماً اعلام کرده که یکی‌ از اهداف این سازمان تروریستی تسلط بر منابع نفتی‌ عراق برای برپایی دولت امارات اسلامی می‌‌باشد.
با توجه به اینکه بیشتر مناطقی که تحت کنترل این گروهک ترورییستی در کشور عراق می‌‌باشد مناطق مرزی هستند می‌‌توان بر این صحبت مهر تأیید زد که هماره داعش توسط کشور‌های همسایه ی عراق حمایت تسلیحاتی می‌‌شود.از سؤ دیگر عربستان حمایت از دولت سلفی داعش را وظیفه ی خود دانسته صرفاً برای به طرح کشیدن نقشه ی جدید خاورمیانه.
به طور کلی‌ می‌‌توان گفت در داعش اسلام و اسلام گرایی و وجود شاخه‌های اسلام از جمله شیعه و سنی در حقیقت ابزاریست برای اهداف سیاسی که یکی‌ از عمده‌ترین آنها تغییر نقشه ی خاور میانه به نفع دول اسلامی که عربستان در راس آن قرار دارد و در این میان کشورهای همسایه چون ایران که سالهاست که با تجزیه طلب‌های کرد در جنگ و نزاع بوده می‌‌تواند از حضور داعش به منظور سرکوبی مردم کرد و جدایی طلب‌ها بهترین استفاده  را ببرد پس چه بسا در بسیاری موارد حامی‌ تسلیحاتی و مبارزاتی این گروهک تروریستی می‌‌باشد.
اما دولت آمریکا از آشفتگی‌ در منطقه خاورمیانه خود را باری دیگر ابرقدرت مطرح می‌‌کند.
پاینده ایران 
محیا محقق 




Saturday, June 14, 2014

شکنجه زنان  در زندانهای ایران


هرگاه نام شکنجه را بر زبان می‌‌آوریم دو کلمه ی شکنجه‌گر و نوع شکنجه در ذهن تداعی می‌‌شود.و در اندیشه ی آحاد
 مردم شکنجه به عملی‌ گفته می‌‌شود که طّی آن شکنجه‌گر با انجام کارهایی که باعث آزار مجرم و نهایت تخلیه ی اطلاعاتی‌ وی می‌‌شود . 
میزان شکنجه و نحوه ی شکنجه برای متهمین بستگی به موضوع جرم و درجه ی مخالفت مجرم حین بازجویی دارد.
بسیاری بر این اندیشه هستند که دموکراسی و شکنجه با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و دموکراسی و بر اندازی شکنجه به

 یکدیگر مرتبطند و این در حالیست که دموکراسی در بحث حکومت اکثریت بیان می‌‌شود و نمی‌‌تواند آزادیهای فردی را تامین 

کند و دموکراسی شرط کافی‌ برای بر اندازی شکنجه نمی‌‌باشد.دموکراسی می‌‌تواند در کنار شکنجه قرار بگیرد ولیکن آنجا 

که با دین و آسمان و کتب آسمانی تلفیق می‌‌یابد باعث تشدید شکنجه می‌‌شود به عنوان مثال در زندان‌های ایران به ویژه
 زندان کهریزک و یا قزلحصار شکنجه‌گر با تکیه بر قرآن و آیاتی مانند ایات سوره ی نسا که نوشته شده بایستی‌ بر کفّ پای مجرم نعل آتشین نهاد و یا اگر دختری در زمان اعدام باکره باشد گناهان وی بخشیده می‌‌شود مزدوران جمهوری اسلامی ایران که بویی از انسانیّت نبرده اند با خواندن آیه یی به عنوان صیغه ی کوتاه مدت به وی تجاوز نموده  و  سپس او را اعدام می‌‌کنند. 
متأسفانه در تمامی زندان‌های ایران خشونت‌های سازمان نیافته به وفور مشاهده می‌‌شود.البته در بسیاری از زندان‌های 

جهان شکنجه‌های وحشتناکی دیده میشود مانند زندان گواتمالا.
در زندان‌های ایران شکنجه‌های جنسی‌ فراوانی از طرف مقامات زندان‌های جمهوری اسلامی ایران علیه زنانی که در 

بازداشت به سر می‌‌برند تعیین شده است و طّی سه‌ دهه ی اخیر خشونت‌های جنسی‌ علیه زنان ابزار مهم و کار آمد دولتی در قوه ی قضائیّه ی ایران شده است.متأسفانه همین پدیده ی تلخ تجاوز جنسی‌ به دختران باکره در زندان‌ها از فرامین موسس و رهبر جمهوری اسلامی آیات الله خمینی تعریف شده و به کار می‌‌رود و با توجیهات مذهبی‌ و اعتقادی بر روی این جنایت خود سرپوش می‌‌گذارند.
یکی‌ دیگر از شکنجه ی جنسی‌ زندانیان زن سیاسی در زندانهای ایران در حقیقت بد زبانی‌ و تنزل شخصیت آنان به منظور 

کمرنگ شدن سیاسی بودن این زنان است.و راهکار دیگر این شکنجه گران تهدید زنان به تجاوز جنسی‌ بوده است.بسیاری 

از زنان زندانی بیان کردند که شکنجه گران روی بخش‌های مختلف بدن آنها به  خصوص باسن و کمر می‌‌نشستند و با وارد کردن ضربات شلاق آنان را بازجویی می‌‌کرده اند و یا در زندان قزلحصار مسئولین زندان در حالی‌ که زنان را وادار می‌‌کردند که یا چهار دست و پاا راه روند و یه به دیوار به حالت ایستاده بچسبند و با وارد کردن لگد وسط پای آنان آنها را وادار به سخن می‌‌کنند که این نوع شکنجه در بسیاری موارد باعث ایجاد خونریزی‌های شدید میان بانوان زندانی شده است.
شکنجه‌های جسمی‌ که شامل کتک زدن،تازیانه زدن و یا تجاوز جنسی‌ به مادران زندانی در حضور فرزندانشان که خود 

لطمات روانی‌ جبران ناپذیری هم برای فرزند داشته و هم برای مادر زندانی.

در حقیقت زندانبان با انجام تجاوز جنسی‌ به  سه هدف خود می‌‌رسد:


۱.شکستن و تخریب روحیه ی زنان از نظر روانی‌.


۲.ایجاد ضربات و بیماریهای جسمی‌ مختلف.

۳.ارضا میل حیوانی‌ خودشان.

یکی‌ دیگر از شکنجه‌های جسمی‌ رایج در زندان زنان قطع کامل اعضای بدن زنان به ویژه قطع سینه‌های زنان است.

در پایان تنها راه‌کار کنونی و عملی‌ برای کاهش شکنجه در زندان‌های ایران وجود گروه‌های مدنی فعال در این زمینه و 

سازماندهی انجمن‌های خاص در جامعه ی مدنی فعلی ایران را می‌‌توان در نظر گرفت.
پاینده ایران


محیا محقق





Sunday, June 8, 2014

حقوق زن در ایران
ابتدا گذری کوتاه داریم بر جایگاه و حقوق زنان در ایران باستان،اندیشه ی ایران هماره بر پایه ی گفتار نیک‌ ،کردار نیک‌ و پندار نیک‌ بوده است.در آئین زرتشت برابری حقوق زن و مرد یک اندیشه ی نیک‌ بوده و هست و زنان در تمامی موقعیت‌ها اعم از زندگی‌ خصوصی و زندگی‌ اجتماعی دارای آزادی کامل بوده اند و لطافت حضور زن را قد می‌‌شمردند به گونه یی که نام‌های بانوان برگرفته از نام‌های گل‌،بوی گل‌،و زیبائیهای در طبیعت بوده،در گاتاههای آئین زرتشت هرجا که نامی‌ از مردان برده اند در کنار آن نام زنی‌ را هم بیان کرده اند.در دوران هخامنشیان پادشاه همسر خود را یا از خانواده ی هخامنشی و یا از شش خانواده ی بزرگ پارسی برمیگزیده است که این زن شاهبانو نام داشت لازم به ذکر است که در آئین زرتشت تاکید فراوانی بر ازدواج بر پایه ی تک همسری داشته است.حقوق زنان و مردان کاملاً برابری داشته است اما جای بسی‌ تأسف است که پس از شکست هخامنشیان و اسکان زنان و دختران یونانی که خود در کشورشان از نابرابری رنج می‌‌بردند موقعیت زن در ایران سیر نزولی یافت و دیدگاه برابری زن و مرد در آئین زرتشت تضعیف شد.
حقوق زن را می‌‌توان به دو بخش فردی و عمومی‌ تقسیم کرد که حقوق فردی بانوان شامل:ازدواج،طلاق،سهم الارث،حضانت فرزند و حقوق عمومی‌ شامل حقوق مدنی ،حقوق اجتماعی و حقوق سیاسی.
متأسفانه با ورود اسلام در ایران به وفور اجحاف در حق زنان را دیده ایم و متفکران دینی این ناا برابری را به دلیل تفاوت‌های غریزی و طبیعی (جسمی‌،روانی‌) مطرح کرده اند و این در حالیست که تنها تفاوت بین زن و مرد تفاوت در ساختار آشکار فیزیکی‌ می‌‌باشد به جز آن اگر تفاوتی برای این جنسیت بیان میشود متاثر از اندیشه‌های اجتماعی و فرهنگی دین محور است.به گونه یی که می‌‌توان گفت اسلام عامل انقیاد و مظلومیت جنس زن در ایران است.


حقوق سیاسی زنان در بیشتر کشورهای اسلامی رعایت نشده به گونه یی که قرار گرفتن جنس زن در بسیاری از موقعیت‌ها و مناسبات سیاسی در این کشورها بسیار کمرنگ بوده و اصلا نبوده است به تور مثال در ایران زن نمی‌‌تواند در جایگاه قاضی قرار گرفته و مقام قضاوت بدو اطلاق نمی‌‌شود.
در قانون اساسی‌ ایران ماهیت اصلی‌ زنان و حقوق انسانی‌ آنان تنها در جهت ایجاد بنیادهای اسلامی مشروع می‌‌باشد پس می‌‌توان نتیجه گرفت که حقوق زنان به تور مستقل مورد توجه قرار نگرفته است و در تمامی مفاد قوانین جمهوری اسلامی توافق زن و مرد را بر پایه ی اراده بیان کرده اما این توافق را محدود به مسائل عقیدتی‌ می‌‌کند.
بر طبق اصل بیست و یکم قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران دولت موظف است حقوق زن را در تمامی جهات بر اساس موازین اسلامی تضمین و تامین  نماید و این در حالیست که موازین اسلام تا بحال در باره ی حقوق زن تعریف و تدوین نشده است و این خود عاملی برای سوئ استفاده ی حاکمان کشورهای اسلامی و می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی زن را موجودی وابسته و غیر مستقل می‌‌داند و او را فقط و فقط تحت حمایت مردان می‌‌داند.
وجود این نابرابری‌ها تنها نشان دهنده ی ناتوانی‌ قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران در بازتاب برابری حقوق زن و مرد است.
بر اساس گزارش شکاف جنسیتی در سال ۲۰۱۲ ،ایران در بین ۱۲۵ کشور رتبه ی ۱۲۷ را در شاخص ناا برابری جنسیتی در بین زنان و مردان به خود اختصاص داده است.

ایران تنها کشوری است که گامی‌ برای این نابرابری جنسیتی بر نداشته است.سیاست فعلی ایران تنها منجر به محرومیت زنان در عرصه‌های مختلف آموزشی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسیست.
می‌ توان چنین نتیجه گرفت که در کشور عزیزمان ایران، دین تنها عامل بازدارنده برای روش و توسعه ی زنان می‌‌باشد و تنها اندیشمندان دینی و متفکران دینی می‌‌بایست به این چالش مخرب عظیم بیندیشند و راهکاری ارائه دهند.
پاینده ایران
محیا محقق
مرجع: تاریخ اجتماعی ایران،حکومت هخامنشیان،راوندی

Monday, June 2, 2014

تلنگر
آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا و چگونه حکومت ننگین جمهوری اسلامی  توانسته ۳۵ سال با وجود تمام مشکلاتی که برای ملت ایران خلق کرده است بر ایران و ایرانی حکومت کند؟ آنهم چه حکومتی،پر از ترس،پر از رعب،بدون دموکراسی،حکومتی که در آن نه آزادی بیان است و نه آزادی اندیشه،حکومتی که بر پایه ی اجبار بنا شده است.حکومتی که به واسطه ی دین سالاری خون مردم را در شیشه کرده است،حکومتی که در آن به زور شلاق و باتوم بهشت آن جهان را به ملت وعده میدهند.حکومتی که دین را در کنار سیاست می‌‌داند و به واسطه ی همین جمله چه جنایت‌هایی‌ که در ایرانمان نمی‌‌کند.
سازمان‌ها و نهادهای بسیاری در خارج از ایران وجود دارد که بنای اندیشه ی اینان نابودی آخوند و آخوندیسم (ویروس کشنده) می‌‌باشد  ولی‌ علی‌ رغم تمام تلاششان، کاری برای نابودی این سیاستمداران دینی از پیش نبرده اند.به خوبی‌ بر اندیشه ی اینان واقفیم و هدف نابودی این رژیم است اما روی سخنم با این نهادها ،سازمان ها،سامانه ها،جنبش هاست،هدف تان مقدس است اما در فراهم کردن بستر این مبارزات هنوز ناتوانیم،و یکی‌ از دلایل عمده ی آن میتوان گفت تفاوت در نوع نگرش اعضا می‌‌باشد حال این نگرش در شاخه ی دینی،فرهنگی‌،عقیدتی‌ و ...... تفاوت‌های فاحشی دارد.
اگر قدری عمیق بیاندیشیم و تاریخ ایران عزیز را مورد وارسی قرار دهیم متوجه می‌‌شویم که از زمانی‌ که اسلام ،یعنی دین اعراب و دین توحش و استبداد و تسلیم وارد ایران شده این مرز و بوم رو به نابودی گرویده است.در ریشه ی تمامی مشکلات متوجه می‌‌شویم که مسائل و دغدغه  های فعلی مانند مسائل و مشکلات بانوان،کودکان،مردان،و تمامی اقشار حضور دین اسلام را میبینیم،دینی که بر تار و پود اندیشه و احساس ملت ایرانی نفوذ کرده و قدرت تامل و نیک‌ نگری را در آنان به صفر رسانیده است.قانون اساسی‌ ایران که مرجع آن کتاب آسمانی مسلمانان (قرآن )است در بسیاری موارد حق و حقوق کودک و زن را نادیده گرفته است،به عنوان مثال چرا باید در سوره ی نسا چنین آماده باشد که سهم الارث زنان نیم مردان است و یا دیه ی یک زن نیمی از دیه ی یک مرد است که به تازگی قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است که این مبلغ برابر بیان شده  اما  عملاً میبینیم در دستگاه قانونی‌ ایران اجرای این قانون مدون هنوز به تثبیت نرسیده است.
دین اعراب نه تنها بر عقاید،فرهنگ و سنت ما تاثیر مخرب گذاشته است بلکه بر زبان گفتاری و نوشتاری ما بی‌ تاثیر نبوده در همین مقاله بسیاری کلمات را مشاهده می‌‌کنیم که بر وزن تفیعیل یا فأعل عربی‌ نوشته شده است.
پس می‌‌توان گفت برای فراهم کردن بستر بر اندازی رژیم آخوندیسم ابتدا دین را  تغییر دهیم ،دین ما ایرانیان زرتشت بوده و بدین ترتیب بایستی‌ این دین را دوباره زنده کرد البته تمام ادیان نواقصی در ذات دارند اما آنچه که واضح و مبرهن  است اینست که یک ایرانی ،یک پارسی زبان ایرانی می‌‌بایست دین نیاکان خود را که همان زرتشت است با جان و دل‌ پذیرا باشد.
در بسیاری از سازمان‌های اپوزیسیون مشاهده می‌‌کنیم که در مرامنامه ی خود دموکراسی دینی و دموکراسی سیاسی به ثبت رسیده است اما اندکی‌ پس از بودن در این سازمان‌ها متوجه می‌‌شویم که افراد تشکیل دهنده ی آن تماماً اسلام گرا و متعصب بوده و از لحاظ سیاسی گرایش خاص خود را داشته اند.چه خوب بود که با این مسلمان زاده‌ها به گفتگو می‌‌نشستیم و می‌‌توانستیم اینان را قانع کنیم که دینتان زرتشت است‌ای نسل آریایی،بارها به گفتگو نشسته‌ام ولیکن متأسفانه به محض کوچکترین انتقاد که همراه با کمال ادب و بدون هیچگونه توهین بوده محکوم شده‌ام به دین ستیز و مسلمان زاده‌ها تعصب دینی خود را به دوش میکشند،براستی چرا ؟ این نوع برخورد یک مسلمان می‌‌تواند ناشی‌ از ضعف دین او باشد چرا که هیچگونه دلیل محکمه پسندی در دست ندارند.
دین اعراب متأسفانه در تمامی روابط و ضوابط تاثیر منفی‌ داشته است،و دولتمردان به واسطه ی همین حربه تمام افکار پلید و غیر انسانی‌‌شان را به اجرا رسانیده و بسی‌ تلخ تر اینکه ملت بر این جنایت صحه ی صدر می‌‌گذارند.
روی سخنم با اپوزیسیون خارج کشور است:سامانه ی پادشاهی،تجزیه طلب ها،جمهوری خواه ها،افراد کمونیست و به اصطلاح چپ ، جنبش آزادی خواه،سازمان ملی‌ و میهنی ابتدا بر سر دین به توافق رسیم سپس دین توافقی را به اجرا رسانیم که خود مستلزم آگاهی‌ سازی و فرهنگ سازی در میان ملت است.
ایران با تاریخ کهنی که دارد به خوبی‌ به جهانیان نشان میدهد که ایران ما یک ایران پادشاهیست،و این تمام افتخار ملت است.اما جای بسی‌ تأسف است که ملاها تیشه بر ریشه ی سلطنت شاهنشاهی ما زده اند.
به امید روزی که بتوانیم در کنار تجدد و نوگرایی و پیشرفت و مدرنیته شدن ایران جشن‌های ۲۵۰۰ ساله را گرامی‌ بداریم.
پاینده ایران 
م.ش

Saturday, May 24, 2014

وطن
وطن کجایی تو؟امید دیدنت کجاست؟

باور داشته‌ام که ابدیت در رستاخیز توست 

معجزه ی رهاییت تنها دست کار من و ماست

این تعفن اینان است نه بوی گند مرداب

پلشتی در وطنم نمی‌‌ماند

دگر ماتمی در سکوت نخواهم دید

چه سبزها رفتند،چه بنفش‌ها آمدند

دگر بار تا ابدیت سپیدی از آن توست

شیر و خورشید و تاج شهنشایت را غرق بوسه می‌‌کنم

می‌ ستایم،وطن بت من تویی

تفریق از آن تو نیست


مارال شریف پور


در سوگ نبودنت


هشیار غم خویشم،پاسبان غمین رنج خویشم

دلم در این غربت ناشاد  نومیدی ‌ست پر اشتیاق

شرمسار ترانه‌هایت می‌‌سرایم تورا که نیستی‌

آاه ه ه ه ه  چنان دوریم که نامه یی دگر نیست

کاهلانه گام بر می‌‌داریم،ولرم و ملول

تمام من حسرت‌های من از خویش است

پر از بیدادی ،دوستم نداشتی  ای بی‌ قاعده‌ترین حادثه ی یک شبانه ی دنیا

می‌ میرم،می‌ سرایم،می‌ وزم،
اینان همه از توست

نه گناهام بودی نه تاوان گناهم

کفریستی که مرا سر اشک‌هایم غرقه می‌‌سازی

من صبورم به ثانیه ی آمدنت


مارال شریف پور


Sunday, April 20, 2014





در فرهنگ و جامعه ی اسلامی مهریه به مالی‌ گفته می‌‌شود که مرد در زمان جاری شدن صیغه ی ازدواج به همسر خود 

می‌‌پردازد و در منابع فقه منسجم اسلامی مهریه در حقیقت پولی‌ است که مرد در ازای استفاده از آلت تناسلی زن به وی
 بایستی‌ پرداخت کند.
بر اساس تحقیقات و پژوهش‌های محققان در این زمینه می‌‌توان گفت که مهریه تنها در عقاید اسلام نبوده بلکه در یونان
 باستان و آئین یهودیت نیز مشاهده شده است.
نام دیگر مهریه صداق است که در سند ازدواج میتواند به دو صورت ثبت شود :

۱.مهریه ی اندر المطالبه
۲.مهریه ی اندر الاستطأیعه
متأسفانه برای تثبیت بسیاری از مسائل تلخ و گسترش فرهنگ غلط در بین افراد جامعه با هر جنسیتی، مهریه را تضمینی

 برای بقا زندگی‌ مشترک و یا ضامنی مالی‌ و مادی برای زنان در هنگام طلاق مطرح کرده اند و این باور و عقیده مانند یک 

ویروس کشنده اما فعال در تفکر و اندیشه ی بسیاری از هموطنان به صورت اپیدمی در آمده است.مهریه می‌‌تواند به صورت 
پول،طلا،سکه ،زمین ،منزل مسکونی و هر چیزی که ارزش اقتصادی و اجتماعی دارد به صورت مکتوب در سند ازدواج قید
 شودو متأسفانه ایران در مقوله ی مهریه در منطقه ی آسیا و خاورمیانه رکورددار بوده است.
مهریه در دین اسلام بر سه‌ قسم است:
۱.مهر المسمی: بر اساس ماده ی ۱۰۸۰ قانون مدنی میزان این نوع مهریه قبل از ازدواج بر اساس توافق طرفین مشخص و تثبیت شده است.
۲.مهریه ی مهر المثل:  این نوع مهریه زمانی‌ به کار میرود که زوجین قبل از جاری شدن صیغه ی عقد و به وقوع پیوستن نکاح با یکدیگر روابط زناشویی داشته باشند.
۳.مهر المتیه: زمانی‌ بدین نام بیان میشود که در هنگام طلاق زوج با زوجه ی خود عمل زناشویی را انجام نداده باشد.

در بسیاری از افراد تحصیل‌کرده‌ ی ایران فعلی و در میان بسیاری از جوانان و افراد روشنفکر امروزی مهریه در حقیقت
 مبنا و مرسومی تلخ است برای کاهش ارزش بانوان که در حقیقت این رسم برگرفته از دین و سنت‌ها نگاهی‌ مادی به جنس زن داشته و زن را تبدیل به کالایی در بازار زندگی‌ کرده است و بسیاری بر این عقیده اند که مهریه در حقیقت بنای بازار فساد و فاحشگی مدرن در لوای دین و سنت است.
در میان تحقیقاتم و هنگام جستجو در گوگل به صفحه‌ای جالب برخوردم که مختص محاسبه ی مهریه بر اساس سال عقد و سال قبل از وصول مهریه بود و این بخش  خدمات رسانی بسیار جالب ، تحت نظارت قوه ی قضائیّه بود،بدرستی این خود نیز میتواند بر اشاعه ی فرهنگ غلط مادی گرایی و تفکری مادی در مقوله ی ازدواج کمک وافری رساند،و جای تأسف است که بسیاری از بانوان با دیدی کاسب گرایانه تن‌ به ازدواج با مهریه ی بالا داده و بدین صورت جنس زن را وارد بازار سیاه کالا میکنند.
این روزها زندانها پر شده از زندانیانی که قادر به پرداخت مهریه نبوده اند.بسیار متاسفم که بسیاری از افراد اهل قلم

مهریه را در حقیقت بدین صورت معنا کرده اند که زن خودش را رایگان به مرد نفروشد  و این در حالیست که تمامی 

جنبش‌های فمنیستی با دید مادی گرایانه و متاع مآبانه به زنان همواره در مبارزه بوده است. بسیاری از آقایان بیان میدارند 
که مهریه در حقیقت یک پشتوانه ی کاری و مادی است برای زن در یک اجتماع و اما در پاسخ به آقایان بگویم که چه بهتر بود به جای رسم غلط و نابجای مهریه ،بیمه‌ ی زنان خانه دار ،بیمه‌ ی زنان سرپرست خانواده و بیمه‌ ی زنان بازنشسته را در مجلس به تصویب میرساندند و بانوان جوان را با تاسیس کانون‌ها و نهادهای حمایت از زنان و اختصاص دادن حقوق و پشتوانه ی مالی‌ هر چند اندک اما مستمر  بدین صورت حمایت می‌‌کردند و این برنامه به تنهایی می‌‌تواند از بروز بسیاری از معضلات اجتماعی و خطراتی که برای بانوان جوان در یک جامعه ی اسلامی وجود دارد خوداری نماید.
جای بسی‌ تأسف است که مهریه نه تنها هیچگونه ارزش معنوی نداشته بلکه بسیاری از  بانوان تنها به ارزش مادی این رسم توجه خاصی‌ دارند.از هرچه بگذریم به خوبی‌ میدانیم که قانون اساسی‌ و مدنی ایران که در آن قوانین خانواده نیز وضع شده است و قانون حاکم بر ایران می‌‌باشد شامل قوانینی‌ راجع به مهریه نیز می‌‌باشد و باید پذیرفت ،اما وظیفه ی خود میدانم که برخی‌ از قوانین مربوط به مهریه را در اینجا به ثبت رسانم امید دارم که بانوان این قوانین را مطالعه کنند و آشنایی با این قوانین جز الزمات برای بانوان ایرانی محسوب می‌‌شود.
۱.در صورتی‌ که مردی مالی‌ جهت توقیف و پرداخت مهریه نداشته باشد و مستمری بگیر نیز نباشد ،زن می‌‌تواند به 

استناد ماده ۲ قانون نحوه ی اجرای محکومیت‌های مالی‌ مصوب سال ۱۳۷۷ ه.خ تقاضای بازداشت یوم الادای وی را نماید.

۲.ماده ی ۱۰۸۵ :زن می‌‌تواند تا مهریه به او تسلیم نشده است از ایفای وظایفی که در مقابل همسر خود دارد امتنأع 
کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد، این امتنأع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
۳.ماده ی ۱۰۸۶:اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل همسر دارد قیام نمود دیگر
 نمیتواند از حکم ماده قبل استفاده کند معذلک حقی‌ که برای مطالبه ی مهر دارد ساقط نخواهد شد.
۴.بنابر ماده ۲ قانون الحاق یک تبصره به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی مصوب تاریخ ۱۳.۲.۱۳۷۷ ه،خ هیأت وزیران بیان کرده نرخ مهریه به نرخ روز محاسبه می‌‌شود .
۵.ماده ۱۰۷۸:هر چیزی را که مالکیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌‌توان مهر قرار داد.
۶.ماده ۱۰۷۹:مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها شود معلوم باشد.
۷.ماده۱۰۸۰:تعیین مقدار مهر منوط به ترازی طرفین می‌‌باشد.
۸.ماده ۱۰۸۲ :به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌‌شود و می‌‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.
متأسفانه در شرایط فعلی ایران مهریه به قهریه مبدل شده است و تا کنون ۳۵۰۰ داماد به سبب عدم پرداخت مهریه در زندان به سر می‌‌برند و در جامعه ی ایرانی پدیده ی مهریه خود به تنهایی عامل بسیاری از آسیب‌های اجتماعی می‌‌باشد.
میزان مهریه ی مجاز و تعیین شده به میزان ۱۱۰ عدد سکه بهار آزادیست و این بدان معنا نیست که زن نمی‌‌تواند مازاد بیشتر از ۱۱۰ سکه را وصول کند بلکه بدین معناست که مازاد بر ۱۱۰ سکه قابلیت اعمال ماده ۲ محکومیت‌های مالی‌ را ندارد.
و در پایان سوالی که ذهن مرا همیشه به خود مشغول ساخته است در باب قوانین مربوط به مهریه اینست که در قانون جمهوری اسلامی و قوانین خانواده و مبحث پرداخت مهریه آیا استطاعت مالی‌ مرد را قبل از  وقوع عقد در نظر دارند یا پس از وقوع عقد؟
به امید روزی که تمامی قوانین و رسم و رسوماتی که منجر به کمرنگ شدن روح عاطفی در مقوله ی ازدواج میشود تماماً از میان مردم عزیز ایران محو و نابود شود.

پاینده ایران و سرافراز ایرانی



مارال شریف پور

اولین احساس زندگی ام بوی دامان تو بود, تو با من بودی از نگاهی نگران با برداشتن اولین قدم هایم تا لبخندی 

فرشته گونه با اولین کلام ... 
ماما
چه بگویم دوستت دارم ها کم است برای تو, میپرستم صداقت و پاکی این همه سال محبتت را, می ستایم قامت 



بی همتای تو را که چه بی صدا خم شدی یک عمر, مبادا خم به ابروی من بیاید,



هزاران بوسه میزنم بر دستان پر مهرت مادرم




Friday, April 18, 2014

مزرعه ی آقا

گویندگان:مارال شریف پور،فرزاد جاسمی

http://youtu.be/rR3pBUAOy6Y

Wednesday, April 16, 2014


Rayhaneh Jabbari must live!
The 26 old iranian women Rayhaneh Jabbarie is in jail since 7 years and will be executed next tuesday. Thats what the irianian law, based on SHARIA law wants.
7 years ago a man, Morteza who is a Doctor and works for the secret services, ambushed Rayhaneh by false precentes into a broke down house. He told the young interior designer he wants to renovate his office. At this house he locked the door and try to rape her. He told her there is no escape.
Rayhaneh trying to defend herself stabbed Morteza in the shoulder and escaped. Morteza died from bleeding. Lab analysis showed the drinks Morteza intended to serve to Rayhaneh contained sedatives.
But parts of Mortezas family wants to see her dead. And so she will be hanged for defending herself.