تلنگر
آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا و چگونه حکومت ننگین جمهوری اسلامی توانسته ۳۵ سال با وجود تمام مشکلاتی که برای ملت ایران خلق کرده است بر ایران و ایرانی حکومت کند؟ آنهم چه حکومتی،پر از ترس،پر از رعب،بدون دموکراسی،حکومتی که در آن نه آزادی بیان است و نه آزادی اندیشه،حکومتی که بر پایه ی اجبار بنا شده است.حکومتی که به واسطه ی دین سالاری خون مردم را در شیشه کرده است،حکومتی که در آن به زور شلاق و باتوم بهشت آن جهان را به ملت وعده میدهند.حکومتی که دین را در کنار سیاست میداند و به واسطه ی همین جمله چه جنایتهایی که در ایرانمان نمیکند.
سازمانها و نهادهای بسیاری در خارج از ایران وجود دارد که بنای اندیشه ی اینان نابودی آخوند و آخوندیسم (ویروس کشنده) میباشد ولی علی رغم تمام تلاششان، کاری برای نابودی این سیاستمداران دینی از پیش نبرده اند.به خوبی بر اندیشه ی اینان واقفیم و هدف نابودی این رژیم است اما روی سخنم با این نهادها ،سازمان ها،سامانه ها،جنبش هاست،هدف تان مقدس است اما در فراهم کردن بستر این مبارزات هنوز ناتوانیم،و یکی از دلایل عمده ی آن میتوان گفت تفاوت در نوع نگرش اعضا میباشد حال این نگرش در شاخه ی دینی،فرهنگی،عقیدتی و ...... تفاوتهای فاحشی دارد.
اگر قدری عمیق بیاندیشیم و تاریخ ایران عزیز را مورد وارسی قرار دهیم متوجه میشویم که از زمانی که اسلام ،یعنی دین اعراب و دین توحش و استبداد و تسلیم وارد ایران شده این مرز و بوم رو به نابودی گرویده است.در ریشه ی تمامی مشکلات متوجه میشویم که مسائل و دغدغه های فعلی مانند مسائل و مشکلات بانوان،کودکان،مردان،و تمامی اقشار حضور دین اسلام را میبینیم،دینی که بر تار و پود اندیشه و احساس ملت ایرانی نفوذ کرده و قدرت تامل و نیک نگری را در آنان به صفر رسانیده است.قانون اساسی ایران که مرجع آن کتاب آسمانی مسلمانان (قرآن )است در بسیاری موارد حق و حقوق کودک و زن را نادیده گرفته است،به عنوان مثال چرا باید در سوره ی نسا چنین آماده باشد که سهم الارث زنان نیم مردان است و یا دیه ی یک زن نیمی از دیه ی یک مرد است که به تازگی قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است که این مبلغ برابر بیان شده اما عملاً میبینیم در دستگاه قانونی ایران اجرای این قانون مدون هنوز به تثبیت نرسیده است.
دین اعراب نه تنها بر عقاید،فرهنگ و سنت ما تاثیر مخرب گذاشته است بلکه بر زبان گفتاری و نوشتاری ما بی تاثیر نبوده در همین مقاله بسیاری کلمات را مشاهده میکنیم که بر وزن تفیعیل یا فأعل عربی نوشته شده است.
پس میتوان گفت برای فراهم کردن بستر بر اندازی رژیم آخوندیسم ابتدا دین را تغییر دهیم ،دین ما ایرانیان زرتشت بوده و بدین ترتیب بایستی این دین را دوباره زنده کرد البته تمام ادیان نواقصی در ذات دارند اما آنچه که واضح و مبرهن است اینست که یک ایرانی ،یک پارسی زبان ایرانی میبایست دین نیاکان خود را که همان زرتشت است با جان و دل پذیرا باشد.
در بسیاری از سازمانهای اپوزیسیون مشاهده میکنیم که در مرامنامه ی خود دموکراسی دینی و دموکراسی سیاسی به ثبت رسیده است اما اندکی پس از بودن در این سازمانها متوجه میشویم که افراد تشکیل دهنده ی آن تماماً اسلام گرا و متعصب بوده و از لحاظ سیاسی گرایش خاص خود را داشته اند.چه خوب بود که با این مسلمان زادهها به گفتگو مینشستیم و میتوانستیم اینان را قانع کنیم که دینتان زرتشت استای نسل آریایی،بارها به گفتگو نشستهام ولیکن متأسفانه به محض کوچکترین انتقاد که همراه با کمال ادب و بدون هیچگونه توهین بوده محکوم شدهام به دین ستیز و مسلمان زادهها تعصب دینی خود را به دوش میکشند،براستی چرا ؟ این نوع برخورد یک مسلمان میتواند ناشی از ضعف دین او باشد چرا که هیچگونه دلیل محکمه پسندی در دست ندارند.
دین اعراب متأسفانه در تمامی روابط و ضوابط تاثیر منفی داشته است،و دولتمردان به واسطه ی همین حربه تمام افکار پلید و غیر انسانیشان را به اجرا رسانیده و بسی تلخ تر اینکه ملت بر این جنایت صحه ی صدر میگذارند.
روی سخنم با اپوزیسیون خارج کشور است:سامانه ی پادشاهی،تجزیه طلب ها،جمهوری خواه ها،افراد کمونیست و به اصطلاح چپ ، جنبش آزادی خواه،سازمان ملی و میهنی ابتدا بر سر دین به توافق رسیم سپس دین توافقی را به اجرا رسانیم که خود مستلزم آگاهی سازی و فرهنگ سازی در میان ملت است.
ایران با تاریخ کهنی که دارد به خوبی به جهانیان نشان میدهد که ایران ما یک ایران پادشاهیست،و این تمام افتخار ملت است.اما جای بسی تأسف است که ملاها تیشه بر ریشه ی سلطنت شاهنشاهی ما زده اند.
به امید روزی که بتوانیم در کنار تجدد و نوگرایی و پیشرفت و مدرنیته شدن ایران جشنهای ۲۵۰۰ ساله را گرامی بداریم.
پاینده ایران
م.ش

No comments:
Post a Comment