Monday, January 27, 2014


تلنگری بر خانواده‌های شهدا،اسراء،جانبازان


در سال ۱۳۵۲ ه.خ بین حکومت پادشاهی ایران و دولت عراق جنگی بر سر مرزهای ایران و عراق و همچنین 


اروند رود در گرفت .که در این جنگ حکومت ایران توسط تیپ زرهی اهواز و تیپ هوایی بوشهر و تفنگداران

دریایی ارتش شاهنشاهی ارتش صدام را در هم کوبیدند و پس از آن جنگ قراردادی بین ایران و عراق در

سال ۱۳۵۳ ه.خ و به عبارتی در سال 1975 میلادی موسوم به قرارداد الجزایر منعقد شد. در سال ۱۳۵۷ ه.خ'

ا
نقلاب سوخته ی ایران به سرپرستی روح الله خمینی رخ داد و بدین صورت حکومت پادشاهی ایران به

جمهوری اسلامی ایران مبدل شد و خمینی بر این اندیشه بودند که انقلاب را در بین کشورهای همسایه از

جمله کشورهای عرب زبان می‌‌بایست گسترش داد و به بیان دیگر قصد داشتند توهمات خود را گسترش دهند

و به عبارتی میتوان دلایل جنگ ایران و عراق را در دو چیز خلاصه کرد: ۱:مرز مشترک ایران و عراق (جنگ 

جغرافیای و مرزی) ۲:اندیشه‌ها و توهمات و خود خواهی خمینی در صدور انقلاب
صدام حسین در یکی‌ از برنامه‌های تلویزیونی در مقابل دیدگان میلیون‌ها نفر قرارداد را پاره نمود، بدین صورت

خمینی با قصد صادر کردن جنگ، جنگی ۸ ساله را از تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ه.خ با عراق پدید آورد و شوربختانه

بسیاری از جوانان و ایرانیان به دلیل دل در گروه کشور داشتند و برای دفاع از ناموس و حیثیت خود و نگاه

داری مرز و بومشان به میدان‌های جنگ رفته و جان باختند.
بسیاری همچون شهید همّت ،شهید باکری و بسیاری از جانبازان همچون باغبان و اسراء همچون محمد علی‌ 

صالحی که با قصد دفاع از میهن و ناموس به میدان های جنگ رفتند اکنون توسط حکومت آخوندهی به معرض 
مصادره در آمده است و خانواده های آنها نیز ناراضی از عملکرد جمهوری اسلامی هستند و تنها دلخوش

هستند به سهمیه ی جانبازان و شهدا و اسرا در ارگان‌های مختلف دولتی حال سهمیه ی استخدامی،اشتغال

زائی و یا قبولی در کنکور سراسری. در یکی‌ از مصاحبه‌هایم مردی که خود در جنگ بود در خاطراتش چنین

می‌‌گوید: زمانی‌ که مهمّات و اسلحه کم بود و بایستی در مقابل یک حمله، جوانان بدون امکانات در مقابل

دشمن مقابله می‌‌کردند به ناگه فردی با پوشش سبز در حالیکه سوار بر اسب بود و پرچمی سبز که روی آن 

نوشته شده بود الله از مقابل دیدگان هم رزمان می‌‌گذشت و بدین صورت جوانان ما تحریک شده و به پاخاسته و

بر گمانش که امام زمان آخوندها را دیده است با هدف نابودی دشمن به راحتی‌ جان خود را از دست می‌‌داد. آیا

این خود یک بازی روانی‌ نبود که اینان با جوانان وطن می‌‌کردند؟ آیا این پوچی عملکرد اخوندییسم و خمینی را

نمی‌‌رساند؟ در بسیاری از سایت‌ها خوانده‌ام یا از بسیاری افراد شنیده‌ام که زمان جنگ جوان ایرانی را به رفتن

به بسیج ترغیب کرده و ثبت نام نموده صرفاً برای اعزام اینان به جبهه‌ به منظور بر طرف کردن نیاز جنسی‌

بسیاری از جنگجویان و سربازان.آیا این خود دلیلی‌ بر فساد اخوندییسم و حکومت جمهوری اسلامی نیست؟با

قدری تامل متوجه می‌‌شویم که پس از انقلاب سوخته ی ۵۷ پدیده ی همجنسگرایی ،همجنس بازی،بچه بازی

در ایران بسیار فراوان تر شده است . در حوز‌های علمیه که درس طلبگی آموزش می‌‌دهند و بسیاری از جوانان

را پس از یک دوره ی ۸ ساله ی شست و شوی مغزی به صورت درندگانی به نام آخوند تحویل جامعه می‌‌دهند

یک واحد درسی‌ هست که برای گذراندن این واحد درسی‌ می‌‌بایست جوجه آخوندها به مدت ۳ سال را تنها در

حوزه به سر برند و بدین ترتیب طلاب جوان برای بر طرف کردن نیاز جنسیشان به همجنس گرایی گرایش یافته

و علاقه مند به همجنس گرایی می‌‌شوند. اما در ایران دولت جمهوری اسلامی بسیاری از بچه‌های

همجنسگرا (هموسکشوال) را به اعدام یا حبس محکوم میکنند

. حال روی سخنم با خانواده‌های شهدا و جانبازان و اسراء ‌ست: خواهشمندم قدری آگاهی‌ خود را از این

جماعت کثیف بالا برید ،تا به کی‌ میخواهید خون جوانانتان را با وعده‌های دروغین اینان پایمال کنید؟ دلخوشید به

اینکه جوانان از دست رفته تان در بهشت دروغین آخوندها با هزاران حوری به سر میبرند و از آب زمزم

می‌‌نوشند؟ همراه با ملت باشید و بدانید در ایران آزاد ایرانی است که فرزندانتان میتواسنتند در آن شرافتمندانه

زندگی کنند.



محیا محقق



No comments:

Post a Comment