Saturday, June 28, 2014

تفکر و اندیشه ی داعش چیست؟
همزمان با بحران و چالش عظیمی که در کشور سوریه رخ داد، گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی متفاوتی پدیدار شدند و آخرین گروهک تروریستی که این روزها بیشترین اخبار و وقایع را به خود اختصاص داده است گروهکیست موسوم به داعش.
داعش یا دولت اسلامی عراق و شام که از کشور سوریه متولد شده و وارد کشور عراق شده است بنا بر تعاریفی هدف این گروه یکسان سازی شیعه و سنی در مناطق عراق و شام است بنابر اخبار روزانه این گروهک با قساوت تمام علاوه بر کمی‌ تعداد اعضا به راحتی‌ در مناطق مختلف عراق نفوذ کرده و دست به جنایت‌های هولناکی از جمله سر بریدن افراد شیعه می‌‌زند.
نکته یی که بسیار بحث بر انگیز است اینست که عکس العمل بسیاری از دول جهانی‌ چه در مناطق خاور میانه چه در غرب و آمریکا به نوعی فرار از حقیقت است به گونه یی که در بسیاری از رسانه‌های آمریکایی میبینیم که دولتمردان آمریکایی  سعی‌ بر تبرئه این ابر قدرت در تاثیر گذاری بر این سازمان جنایت کار داشته اند از سؤ دیگر بسیاری از مخالفان بشار اسد اساس و پایه ی این سازمان نو پا را نشئات  گرفته از دولت اسلامی ایران می‌‌دانند اما در جای دیگر می‌‌بینیم که دولتمردان ایرانی عنوان می‌‌کنند این گروهک متعلق به بعثیهای جنایت کار و وفادار به رژیم صدام می‌‌باشد و بر این اندیشه اند که تمامی جنایت‌های این سازمان هیچگونه ارتباطی‌ به دعوای شیعه و سنی ندارد همانگونه که آقای احمد خاتمی در خطبه ی نماز جمعه ی هفته ی پیشین چنان بیان کردند که این افراد تروریست متعلق به دوران صدام بوده و در حقیقت لائیک هستند.
اما بسیاری بر این عقیده هستند که این سازمان نو پا از جانب دولت عربستان سعودی حمایت و تسلیح می‌‌شود و دقیقاً پیشرفت این سازمان جنائی همزمان با قدر دانی‌ ناا بهنگام و بی‌ دلیل دختر صدام حسین از دولت عربستان بوده است.
اما بر طبق صحبت‌هایی‌ که با یکی‌ از سربازان گروه پ.ک.ک که متعلق به کردستان است و ساکن در کرکوک عراق می‌‌باشد داشتیم می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که دولت جمهوری اسلامی ایران به نوبه یی این گروهک تروریستی را حمایت می‌‌کند چرا که اگر در پراکنش فعالیت‌های این سازمان تروریستی بر روی مناطق کرد نشین و اقلیم‌هایی‌ که کرد زبان هستند در مناطق مختلف عراق دقت کنیم متوجه می‌‌شویم که این گروهک تروریستی عمده ی جنایت‌هایش را در کرکوک و موصل داشته و بنابر آخرین اخبار واصله،این گروهک قصد حمله و تصرف بغداد را نیز دارد.
بنا بر تعاریفی می‌‌توان داعش را دولتی بدون حکومت و کشور اما با قدرت نظامی بسیار بالا معرفی کرد.برای سراغاز و بیان تاریخه ی این سازمان کوچک تروریستی می‌‌توان چنین نوشت:
ابتدایی‌ترین زمان تشکیل این گروهک ترورییستی متعلق است به سال ۲۰۰۴ میلادی که در آن‌ زمان فردی به نام (ابو مصعب زرقاوی) گروهی به نام (جماعت توحید و جهاد )را در کشور عراق تأسیس کرد و با بیعت زرقاوی با اسامه بن لادن (رهبر گروه تروریستی القاعده) این گروه به شاخه یی از القاعده مبدل شد در سال ۲۰۰۶ زرقاوی توسط ارتش آمریکا کشته شد و (ابو حمزه المهاجر) به جای وی به عنوان رهبر این گروه تعیین شد در ۱۵ اکتبر همان سال دولت اسلامی عراق به ریاست شخصی‌ به اسم (ابو عمر بغدادی) اعلام موجودیت کرد.البته می‌‌توان گفت دولت اسلامی عراق حاصل ادغام چندین سازمان مسلح مانند:
۱.سازمان القاعده بین النهرین
۲.مجلس شورای مجاهدین عراق.
۳.ارتش صحابه
می‌ باشد،اما تشکیل سازمان داعش  به سال ۲۰۱۳ باز میگردد،در آوریل ۲۰۱۳ ابوبکر بغدادی به عنوان جانشین عمر بغدادی طی‌ یک پیام صوتی معرفی‌ شد.ابوبکر بغدادی در کشور سوریه در (جبهه‌ ی النصره) مبارزه میکرد که جبهه‌ ی النصره امتداد دولت اسلامی عراق و بخشی از آن‌ است و به عبارتی داعش همان اسم تحصیلی‌ از تلفیق اسم دولت اسلامی عراق و جبهه‌ ی النصره می‌‌باشد.
در حقیقت شعار داعش یاری رساندن به اهل سنّت در کشور سوریه است.
بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که شاهزادگان سعودی تامین کننده ی مالی‌ این گروهک تروریستی می‌‌باشند چرا که داعش رسماً اعلام کرده که یکی‌ از اهداف این سازمان تروریستی تسلط بر منابع نفتی‌ عراق برای برپایی دولت امارات اسلامی می‌‌باشد.
با توجه به اینکه بیشتر مناطقی که تحت کنترل این گروهک ترورییستی در کشور عراق می‌‌باشد مناطق مرزی هستند می‌‌توان بر این صحبت مهر تأیید زد که هماره داعش توسط کشور‌های همسایه ی عراق حمایت تسلیحاتی می‌‌شود.از سؤ دیگر عربستان حمایت از دولت سلفی داعش را وظیفه ی خود دانسته صرفاً برای به طرح کشیدن نقشه ی جدید خاورمیانه.
به طور کلی‌ می‌‌توان گفت در داعش اسلام و اسلام گرایی و وجود شاخه‌های اسلام از جمله شیعه و سنی در حقیقت ابزاریست برای اهداف سیاسی که یکی‌ از عمده‌ترین آنها تغییر نقشه ی خاور میانه به نفع دول اسلامی که عربستان در راس آن قرار دارد و در این میان کشورهای همسایه چون ایران که سالهاست که با تجزیه طلب‌های کرد در جنگ و نزاع بوده می‌‌تواند از حضور داعش به منظور سرکوبی مردم کرد و جدایی طلب‌ها بهترین استفاده  را ببرد پس چه بسا در بسیاری موارد حامی‌ تسلیحاتی و مبارزاتی این گروهک تروریستی می‌‌باشد.
اما دولت آمریکا از آشفتگی‌ در منطقه خاورمیانه خود را باری دیگر ابرقدرت مطرح می‌‌کند.
پاینده ایران 
محیا محقق 




Saturday, June 14, 2014

شکنجه زنان  در زندانهای ایران


هرگاه نام شکنجه را بر زبان می‌‌آوریم دو کلمه ی شکنجه‌گر و نوع شکنجه در ذهن تداعی می‌‌شود.و در اندیشه ی آحاد
 مردم شکنجه به عملی‌ گفته می‌‌شود که طّی آن شکنجه‌گر با انجام کارهایی که باعث آزار مجرم و نهایت تخلیه ی اطلاعاتی‌ وی می‌‌شود . 
میزان شکنجه و نحوه ی شکنجه برای متهمین بستگی به موضوع جرم و درجه ی مخالفت مجرم حین بازجویی دارد.
بسیاری بر این اندیشه هستند که دموکراسی و شکنجه با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و دموکراسی و بر اندازی شکنجه به

 یکدیگر مرتبطند و این در حالیست که دموکراسی در بحث حکومت اکثریت بیان می‌‌شود و نمی‌‌تواند آزادیهای فردی را تامین 

کند و دموکراسی شرط کافی‌ برای بر اندازی شکنجه نمی‌‌باشد.دموکراسی می‌‌تواند در کنار شکنجه قرار بگیرد ولیکن آنجا 

که با دین و آسمان و کتب آسمانی تلفیق می‌‌یابد باعث تشدید شکنجه می‌‌شود به عنوان مثال در زندان‌های ایران به ویژه
 زندان کهریزک و یا قزلحصار شکنجه‌گر با تکیه بر قرآن و آیاتی مانند ایات سوره ی نسا که نوشته شده بایستی‌ بر کفّ پای مجرم نعل آتشین نهاد و یا اگر دختری در زمان اعدام باکره باشد گناهان وی بخشیده می‌‌شود مزدوران جمهوری اسلامی ایران که بویی از انسانیّت نبرده اند با خواندن آیه یی به عنوان صیغه ی کوتاه مدت به وی تجاوز نموده  و  سپس او را اعدام می‌‌کنند. 
متأسفانه در تمامی زندان‌های ایران خشونت‌های سازمان نیافته به وفور مشاهده می‌‌شود.البته در بسیاری از زندان‌های 

جهان شکنجه‌های وحشتناکی دیده میشود مانند زندان گواتمالا.
در زندان‌های ایران شکنجه‌های جنسی‌ فراوانی از طرف مقامات زندان‌های جمهوری اسلامی ایران علیه زنانی که در 

بازداشت به سر می‌‌برند تعیین شده است و طّی سه‌ دهه ی اخیر خشونت‌های جنسی‌ علیه زنان ابزار مهم و کار آمد دولتی در قوه ی قضائیّه ی ایران شده است.متأسفانه همین پدیده ی تلخ تجاوز جنسی‌ به دختران باکره در زندان‌ها از فرامین موسس و رهبر جمهوری اسلامی آیات الله خمینی تعریف شده و به کار می‌‌رود و با توجیهات مذهبی‌ و اعتقادی بر روی این جنایت خود سرپوش می‌‌گذارند.
یکی‌ دیگر از شکنجه ی جنسی‌ زندانیان زن سیاسی در زندانهای ایران در حقیقت بد زبانی‌ و تنزل شخصیت آنان به منظور 

کمرنگ شدن سیاسی بودن این زنان است.و راهکار دیگر این شکنجه گران تهدید زنان به تجاوز جنسی‌ بوده است.بسیاری 

از زنان زندانی بیان کردند که شکنجه گران روی بخش‌های مختلف بدن آنها به  خصوص باسن و کمر می‌‌نشستند و با وارد کردن ضربات شلاق آنان را بازجویی می‌‌کرده اند و یا در زندان قزلحصار مسئولین زندان در حالی‌ که زنان را وادار می‌‌کردند که یا چهار دست و پاا راه روند و یه به دیوار به حالت ایستاده بچسبند و با وارد کردن لگد وسط پای آنان آنها را وادار به سخن می‌‌کنند که این نوع شکنجه در بسیاری موارد باعث ایجاد خونریزی‌های شدید میان بانوان زندانی شده است.
شکنجه‌های جسمی‌ که شامل کتک زدن،تازیانه زدن و یا تجاوز جنسی‌ به مادران زندانی در حضور فرزندانشان که خود 

لطمات روانی‌ جبران ناپذیری هم برای فرزند داشته و هم برای مادر زندانی.

در حقیقت زندانبان با انجام تجاوز جنسی‌ به  سه هدف خود می‌‌رسد:


۱.شکستن و تخریب روحیه ی زنان از نظر روانی‌.


۲.ایجاد ضربات و بیماریهای جسمی‌ مختلف.

۳.ارضا میل حیوانی‌ خودشان.

یکی‌ دیگر از شکنجه‌های جسمی‌ رایج در زندان زنان قطع کامل اعضای بدن زنان به ویژه قطع سینه‌های زنان است.

در پایان تنها راه‌کار کنونی و عملی‌ برای کاهش شکنجه در زندان‌های ایران وجود گروه‌های مدنی فعال در این زمینه و 

سازماندهی انجمن‌های خاص در جامعه ی مدنی فعلی ایران را می‌‌توان در نظر گرفت.
پاینده ایران


محیا محقق





Sunday, June 8, 2014

حقوق زن در ایران
ابتدا گذری کوتاه داریم بر جایگاه و حقوق زنان در ایران باستان،اندیشه ی ایران هماره بر پایه ی گفتار نیک‌ ،کردار نیک‌ و پندار نیک‌ بوده است.در آئین زرتشت برابری حقوق زن و مرد یک اندیشه ی نیک‌ بوده و هست و زنان در تمامی موقعیت‌ها اعم از زندگی‌ خصوصی و زندگی‌ اجتماعی دارای آزادی کامل بوده اند و لطافت حضور زن را قد می‌‌شمردند به گونه یی که نام‌های بانوان برگرفته از نام‌های گل‌،بوی گل‌،و زیبائیهای در طبیعت بوده،در گاتاههای آئین زرتشت هرجا که نامی‌ از مردان برده اند در کنار آن نام زنی‌ را هم بیان کرده اند.در دوران هخامنشیان پادشاه همسر خود را یا از خانواده ی هخامنشی و یا از شش خانواده ی بزرگ پارسی برمیگزیده است که این زن شاهبانو نام داشت لازم به ذکر است که در آئین زرتشت تاکید فراوانی بر ازدواج بر پایه ی تک همسری داشته است.حقوق زنان و مردان کاملاً برابری داشته است اما جای بسی‌ تأسف است که پس از شکست هخامنشیان و اسکان زنان و دختران یونانی که خود در کشورشان از نابرابری رنج می‌‌بردند موقعیت زن در ایران سیر نزولی یافت و دیدگاه برابری زن و مرد در آئین زرتشت تضعیف شد.
حقوق زن را می‌‌توان به دو بخش فردی و عمومی‌ تقسیم کرد که حقوق فردی بانوان شامل:ازدواج،طلاق،سهم الارث،حضانت فرزند و حقوق عمومی‌ شامل حقوق مدنی ،حقوق اجتماعی و حقوق سیاسی.
متأسفانه با ورود اسلام در ایران به وفور اجحاف در حق زنان را دیده ایم و متفکران دینی این ناا برابری را به دلیل تفاوت‌های غریزی و طبیعی (جسمی‌،روانی‌) مطرح کرده اند و این در حالیست که تنها تفاوت بین زن و مرد تفاوت در ساختار آشکار فیزیکی‌ می‌‌باشد به جز آن اگر تفاوتی برای این جنسیت بیان میشود متاثر از اندیشه‌های اجتماعی و فرهنگی دین محور است.به گونه یی که می‌‌توان گفت اسلام عامل انقیاد و مظلومیت جنس زن در ایران است.


حقوق سیاسی زنان در بیشتر کشورهای اسلامی رعایت نشده به گونه یی که قرار گرفتن جنس زن در بسیاری از موقعیت‌ها و مناسبات سیاسی در این کشورها بسیار کمرنگ بوده و اصلا نبوده است به تور مثال در ایران زن نمی‌‌تواند در جایگاه قاضی قرار گرفته و مقام قضاوت بدو اطلاق نمی‌‌شود.
در قانون اساسی‌ ایران ماهیت اصلی‌ زنان و حقوق انسانی‌ آنان تنها در جهت ایجاد بنیادهای اسلامی مشروع می‌‌باشد پس می‌‌توان نتیجه گرفت که حقوق زنان به تور مستقل مورد توجه قرار نگرفته است و در تمامی مفاد قوانین جمهوری اسلامی توافق زن و مرد را بر پایه ی اراده بیان کرده اما این توافق را محدود به مسائل عقیدتی‌ می‌‌کند.
بر طبق اصل بیست و یکم قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران دولت موظف است حقوق زن را در تمامی جهات بر اساس موازین اسلامی تضمین و تامین  نماید و این در حالیست که موازین اسلام تا بحال در باره ی حقوق زن تعریف و تدوین نشده است و این خود عاملی برای سوئ استفاده ی حاکمان کشورهای اسلامی و می‌‌توان چنین نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی زن را موجودی وابسته و غیر مستقل می‌‌داند و او را فقط و فقط تحت حمایت مردان می‌‌داند.
وجود این نابرابری‌ها تنها نشان دهنده ی ناتوانی‌ قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی ایران در بازتاب برابری حقوق زن و مرد است.
بر اساس گزارش شکاف جنسیتی در سال ۲۰۱۲ ،ایران در بین ۱۲۵ کشور رتبه ی ۱۲۷ را در شاخص ناا برابری جنسیتی در بین زنان و مردان به خود اختصاص داده است.

ایران تنها کشوری است که گامی‌ برای این نابرابری جنسیتی بر نداشته است.سیاست فعلی ایران تنها منجر به محرومیت زنان در عرصه‌های مختلف آموزشی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسیست.
می‌ توان چنین نتیجه گرفت که در کشور عزیزمان ایران، دین تنها عامل بازدارنده برای روش و توسعه ی زنان می‌‌باشد و تنها اندیشمندان دینی و متفکران دینی می‌‌بایست به این چالش مخرب عظیم بیندیشند و راهکاری ارائه دهند.
پاینده ایران
محیا محقق
مرجع: تاریخ اجتماعی ایران،حکومت هخامنشیان،راوندی

Monday, June 2, 2014

تلنگر
آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا و چگونه حکومت ننگین جمهوری اسلامی  توانسته ۳۵ سال با وجود تمام مشکلاتی که برای ملت ایران خلق کرده است بر ایران و ایرانی حکومت کند؟ آنهم چه حکومتی،پر از ترس،پر از رعب،بدون دموکراسی،حکومتی که در آن نه آزادی بیان است و نه آزادی اندیشه،حکومتی که بر پایه ی اجبار بنا شده است.حکومتی که به واسطه ی دین سالاری خون مردم را در شیشه کرده است،حکومتی که در آن به زور شلاق و باتوم بهشت آن جهان را به ملت وعده میدهند.حکومتی که دین را در کنار سیاست می‌‌داند و به واسطه ی همین جمله چه جنایت‌هایی‌ که در ایرانمان نمی‌‌کند.
سازمان‌ها و نهادهای بسیاری در خارج از ایران وجود دارد که بنای اندیشه ی اینان نابودی آخوند و آخوندیسم (ویروس کشنده) می‌‌باشد  ولی‌ علی‌ رغم تمام تلاششان، کاری برای نابودی این سیاستمداران دینی از پیش نبرده اند.به خوبی‌ بر اندیشه ی اینان واقفیم و هدف نابودی این رژیم است اما روی سخنم با این نهادها ،سازمان ها،سامانه ها،جنبش هاست،هدف تان مقدس است اما در فراهم کردن بستر این مبارزات هنوز ناتوانیم،و یکی‌ از دلایل عمده ی آن میتوان گفت تفاوت در نوع نگرش اعضا می‌‌باشد حال این نگرش در شاخه ی دینی،فرهنگی‌،عقیدتی‌ و ...... تفاوت‌های فاحشی دارد.
اگر قدری عمیق بیاندیشیم و تاریخ ایران عزیز را مورد وارسی قرار دهیم متوجه می‌‌شویم که از زمانی‌ که اسلام ،یعنی دین اعراب و دین توحش و استبداد و تسلیم وارد ایران شده این مرز و بوم رو به نابودی گرویده است.در ریشه ی تمامی مشکلات متوجه می‌‌شویم که مسائل و دغدغه  های فعلی مانند مسائل و مشکلات بانوان،کودکان،مردان،و تمامی اقشار حضور دین اسلام را میبینیم،دینی که بر تار و پود اندیشه و احساس ملت ایرانی نفوذ کرده و قدرت تامل و نیک‌ نگری را در آنان به صفر رسانیده است.قانون اساسی‌ ایران که مرجع آن کتاب آسمانی مسلمانان (قرآن )است در بسیاری موارد حق و حقوق کودک و زن را نادیده گرفته است،به عنوان مثال چرا باید در سوره ی نسا چنین آماده باشد که سهم الارث زنان نیم مردان است و یا دیه ی یک زن نیمی از دیه ی یک مرد است که به تازگی قانونی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است که این مبلغ برابر بیان شده  اما  عملاً میبینیم در دستگاه قانونی‌ ایران اجرای این قانون مدون هنوز به تثبیت نرسیده است.
دین اعراب نه تنها بر عقاید،فرهنگ و سنت ما تاثیر مخرب گذاشته است بلکه بر زبان گفتاری و نوشتاری ما بی‌ تاثیر نبوده در همین مقاله بسیاری کلمات را مشاهده می‌‌کنیم که بر وزن تفیعیل یا فأعل عربی‌ نوشته شده است.
پس می‌‌توان گفت برای فراهم کردن بستر بر اندازی رژیم آخوندیسم ابتدا دین را  تغییر دهیم ،دین ما ایرانیان زرتشت بوده و بدین ترتیب بایستی‌ این دین را دوباره زنده کرد البته تمام ادیان نواقصی در ذات دارند اما آنچه که واضح و مبرهن  است اینست که یک ایرانی ،یک پارسی زبان ایرانی می‌‌بایست دین نیاکان خود را که همان زرتشت است با جان و دل‌ پذیرا باشد.
در بسیاری از سازمان‌های اپوزیسیون مشاهده می‌‌کنیم که در مرامنامه ی خود دموکراسی دینی و دموکراسی سیاسی به ثبت رسیده است اما اندکی‌ پس از بودن در این سازمان‌ها متوجه می‌‌شویم که افراد تشکیل دهنده ی آن تماماً اسلام گرا و متعصب بوده و از لحاظ سیاسی گرایش خاص خود را داشته اند.چه خوب بود که با این مسلمان زاده‌ها به گفتگو می‌‌نشستیم و می‌‌توانستیم اینان را قانع کنیم که دینتان زرتشت است‌ای نسل آریایی،بارها به گفتگو نشسته‌ام ولیکن متأسفانه به محض کوچکترین انتقاد که همراه با کمال ادب و بدون هیچگونه توهین بوده محکوم شده‌ام به دین ستیز و مسلمان زاده‌ها تعصب دینی خود را به دوش میکشند،براستی چرا ؟ این نوع برخورد یک مسلمان می‌‌تواند ناشی‌ از ضعف دین او باشد چرا که هیچگونه دلیل محکمه پسندی در دست ندارند.
دین اعراب متأسفانه در تمامی روابط و ضوابط تاثیر منفی‌ داشته است،و دولتمردان به واسطه ی همین حربه تمام افکار پلید و غیر انسانی‌‌شان را به اجرا رسانیده و بسی‌ تلخ تر اینکه ملت بر این جنایت صحه ی صدر می‌‌گذارند.
روی سخنم با اپوزیسیون خارج کشور است:سامانه ی پادشاهی،تجزیه طلب ها،جمهوری خواه ها،افراد کمونیست و به اصطلاح چپ ، جنبش آزادی خواه،سازمان ملی‌ و میهنی ابتدا بر سر دین به توافق رسیم سپس دین توافقی را به اجرا رسانیم که خود مستلزم آگاهی‌ سازی و فرهنگ سازی در میان ملت است.
ایران با تاریخ کهنی که دارد به خوبی‌ به جهانیان نشان میدهد که ایران ما یک ایران پادشاهیست،و این تمام افتخار ملت است.اما جای بسی‌ تأسف است که ملاها تیشه بر ریشه ی سلطنت شاهنشاهی ما زده اند.
به امید روزی که بتوانیم در کنار تجدد و نوگرایی و پیشرفت و مدرنیته شدن ایران جشن‌های ۲۵۰۰ ساله را گرامی‌ بداریم.
پاینده ایران 
م.ش