Tuesday, November 10, 2015

با فیزیک زندگی کن

نمیدونم چرا شبها تمام کلمات دنیا توی مغزم جاری میشه؟

نمیدونم چرا شبها میتونم سخت ترین مسائل ریاضی و قیزیک رو حل کنم؟

حالا شاید خواننده سوال براش پیش بیاد که چرا مسائل فیزیک؟

بیاییم قدری عمیق به رویدادهای دوروبرمون نگاه کنیم؟!!

یک روز پبش میاد جذب یک شی یا یک شخص میشی بدون هیچ شناختی،تمام تلاشت رو میکنی که اون رو بشناسی،زیروروش کنی،شاید دفعش کنی و یا شاید هم جذبش کنی! قدرت پویایی خودت رو بالا میبری،میشی مثل اون الکترون بار منفی که تمام دردهارو به جون میخره که فقط دور اون هسته که هیچی هم بارش نیست و خنثی ست بچرخه،حالا اون وسط پروتون های مثبت هم هستند که به ظاهر مثبتند ولی اگر نبودند بهتر بود و چه بسا الکترون قدرت مانور بیشتری داشت.
این مثال رو زدم اما مثال من امایی داره!
 اونم اینکه حالا در این بین اتمهایی هستند بدون بار نه مثبت نه منفی اصلا هسته هاشون پر از لجن خودخواهی ،پر از لجن خیانت ،پراز گودال گوهی از خودمحوری و خود فریبی،ای وای بر اون الکترونی که بخواد بچرخه دور این هسته ،حالا بیاییم بررسی کنیم کجاها فیزیک بود ؟

علت و معلول چیست؟
علت تمام اینها1. قانون جذب بود که نیوتون با افتادن سیبی کشفش کرد که همه ی ما  اونو میدونیم.
2.قانون دافعه بود که بحثی روش نکردیم و نمیکنیم چون نویسنده مثبت نگر هست.
3.قانون گریز از مرکز،حتی مغناطیس،حتی اصطکاک هم هست،اما ریشه ی تمام اینها همان قانون جذب ابتدایی ست.
اما ریشه را ریشه یابی کنیم بازهم فیزیک است و بس،علت جذب و دفع ما همان امواج مثبت یا منفی ما و اشیاست که البته امواج هم تحت تاثیر ارتعاشات و حرکات در جای ذرات و ریز ذرات حاصل میشوند.




م.ش

در این عکس من با شاخه گل محمدی صدبرگ خوشبویی که این پیرپرد مهربان بی دلیل به من داد جذب ایشان شدم البته تشارتی کنم که ابشان زودتر جذب من شده بودند که گلی بی دلیل هدیه کردند.

No comments:

Post a Comment