Friday, July 18, 2014

صیغه یا فساد شرعی؟
بر طبق ماده ۱۰۶۲ قانون مدنی (نکاح واقع می‌‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید)
در کشورهای مسلمان شیعی ،صیغه در حقیقت آیاتی از کتاب مقدس مسلمانان است که به موجب آن زن و مرد را به ازدواج هم در می‌‌آورند و صیغه بر دو نوع است :
۱.صیغه ی دائم
۲.صیغه ی موقت 
در این مقاله به بر رسی‌ صیغه ی موقت در ایران می‌‌پردازیم که در حقیقت این رویکرد باعث تخریب بسیاری از زنان جوان ایرانی شده است.اگر بخواهیم از دید انسانی‌ به این پدیده بنگریم متوجه می‌‌شویم که صیغه به هرشکل در حقیقت ابزاریست که به واسطه ی خواندن چند آیه ی قرآنی زن را به تملک مرد درآورده و دید کالایی به جنس زن داشته است چرا که زن پس از خواندن این آیات توسط آخوندی که همان ملای موالی بگیر است تن‌ و احساسش را در ازای مهریه یی در اختیار مرد قرار داده است این در حالیست که مهریه ی زنی‌ که زیر بار صیغه ی موقت می‌‌رود چه بسا اصلا اهمیت نداشته و در مراجع قانونی‌ این صیغه بدون پرداخت مهریه فسق می‌‌شود.
اولین و مهمترین سوالی که ذهن خواننده را به خود درگیر می‌‌کند اینست که زنان چگونه و تحت چه شرایطی تسلیم این اندیشه ی فاسد آخوندیسم که سالهاست در ایران روج پیدا کرده و مهر تاییدیست بر ناتوانی زن و حقیر شمردن وی در اندیشه ی پلید اسلام گرایان ایرانی می‌‌شوند.
در ایران کنونی شاهد نقض حقوق زنان در بسیاری از موارد بوده ایم مانند عدم رعایت حقوق زنان در مسائل اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و خانوادگی،اشتغال زائی و....... اما ریشه ی این نابرابری مانند همیشه به سیاستهای پنهان و ضدّ زن دولت جمهوری اسلامی ایران باز میگردد چرا که دولتمردان فعلی ایران به خوبی‌ بر این موضوع واقفند که زنان توانایی بر اندازی این رژیم را دارا هستند و این زنان هستند که نقش تعیین کننده یی در سیاست هر کشور دارند و به دنبال همین اگاهیشان از ابتدای حکومتشان به شیوه‌های مختلف به تخریب شخصیتی‌ و جنسیتی زن مبادرت ورزیده اند که یکی‌ از آنان همین صیغه می‌‌باشد.
در حقیقت صیغه ی موقت یا همان ازدواج موقت راهیست برای پنهان کردن و کم‌رنگ کردن کوتاهی‌ دولت در امر رسیدگی به حقوق زنان،متأسفانه آمار دقیقی‌ از میزان صیغه ی موقت در دسترس نیست چرا که صیغه ی موقت به صورت غیر رسمی اجرا شده و همین امر باعث ظلم بیشتر به زنان در ایران می‌‌شود زیرا زنی‌ که خود را به صیغه ی موقت مردی در  میاورد در ازای کمترین در خواست و مزایا بدین ازدواج تن‌ میدهد.اما در بر رسی‌‌های به عمل آماده متوجه شدیم که بیشتر زنانی که تن‌ بدین نوع ازدواج می‌‌دهند زنانی هستند ،جوان که یا مطلقعه بوده اند و یا در سنین جوانی‌ بیوه می‌‌شوند و به علت شرایط اقتصادی نامناسبشان و صرفاً به منظور لقمه نانی آبرو مندانه زیر بار صیغه ی موقت می‌‌روند که مبادا به علت فقر به تن‌ فروشی و فساد بپردازند و این خود نشان دهنده ی دولت جمهوری اسلامی ایران است که برای زنانی با این شرایط هیچگونه بیمه‌ و مزایا و حقوقی در نظر نداشته و مهر تاییدیست بر اینکه آقایانی که در راس حکومتی قرار دارند تمامی حق و حقوق آنان را در جیب مبارک خود قرار داده به منظور سرمایه گذاری در کشورهایی همچون کانادا،هرچند که در ظاهر ایران و کانادا روابط مثبتی ندارند اما عملا بر خلاف این نظریه می‌‌بینیم که نوادگان خمینی ،بستگان احمدی‌ نژاد در بانک‌های معروف کانادا سرمایه‌های کلان قرار داده و تنها پاسخ این دولت این است که این سرمایه‌ها متعلق است به ملکه ی انگلیس،ننگ‌ بر این دولت که به واسطه ی دین عرب بادیه نشین و به بازی گرفتن عواطف ملت ایرانی و دست گذاشتن بر نقطه ضعف این ملّت یعنی احساسی‌ بودن و خرافه پرست بودن این مردم،خونشان را در شیشه کرده و مردم ایران زمین را به قهقرا می‌‌برد بدون آنکه مردم ذرّه یی احساس کنند چرا که پای دین در میان است.
بر طبق ماده ی ۱۰۷۶ قانون مدنی مدت نکاح منقطع (ازدواج موقت) باید کاملاً مشخص گردد که این خود یک پولتیک و سیاست پنهانیست که زن را به ابزار و عروسکی تبدیل می‌کند در مدت مشخص و همان بی‌ بند و باری را به کرّات رواج می‌‌دهد اما باز هم پای دین در میان است،آنچه بسیار جالب تر جلوه داده اشده است اینست که در مجالس قضایی ساپورت پوشیدن زنان و دختران ایرانی را بی‌ بند و باری تعریف می‌‌کنند.
به پاا خیزیم برای بر اندازی این رژیم فاشیست آخوندی که بر پایه ی دین توحش ،دین ناا برابری تأسیس شده است ،بانوان به مطالعه ی بیشتر بپردازیم تا با حق و حقوق انسانیمان آگاه تر شویم چرا که این آگاهی‌ تیشه یی ‌ست بر ریشه ی این دولت.در دولت جمهوری اسلامی سیاست پنهانی‌ بدین صورت است که ناتوانی زن برابر است با پر رنگ کردن سیستم مرد سالاری و به دنبال آن سرگرم شدن ملت به بیچارگی‌هایشان که صیغه ی موقت یکی‌ دیگر از سیاست‌های پنهانی‌ این دولت است چرا که رواج صیغه در ایران هم بر زنان لطمه وارد کرده است و نوعی بی‌ بند و باری شرعییست و همچنین بیماری‌های متعددی در میان مردان گسترش داده است مانند بیماری‌های جنسی‌ متفاوت و همچنین معضلات روانی‌ و مشکلات خانوادگی و از هم پاشیدگی خانواده‌ها راا به ارمغان آورده است،چرا که در ایران بر اساس سنت پیامبرشان (محمد تازی) مردان می‌‌تواندن یک همسر ثابت و دائم و چندین همسر به اصطلاح صیغه یی داشته باشند در همینجا می‌‌توان به صورت ریاضی‌ رابطه ی دولت و سیاستش را با صیغه ی موقت بیان کرد و می‌‌توان گفت کوتاهی دولت در امور زنان رابطه ی مستقیمی‌ با میزان افزایش صیغه ی موقت در ایران داردوا همچنین سرگرم شدن ملّت در به خود زخم زدن که راه را برای اعمال جنایت کارانه ی اینان هموار می‌‌سازد.

پاینده ایران
محیا محقق




Sunday, July 6, 2014

حکومت ایده‌آل ایران
ایران یکی‌ از کشورهای آسیاسیست که در جنوب غرب این قاره وجود دارد و دارای ۳۰ استان است که منابع نفت و گاز از جمله داراییهای این کشور است.
پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی دولت حاکم بر این کشور جمهوری اسلامی یا همان دولت خمینی بوده که توانسته علی‌ رغم تمامی نقاط ضعفهای حکومتیش بر ایران حکومت کند.حکومتی اسلام محور که بر پایه ی اندیشه ی آخوندیسم به پیش رفته،اندیشه یی که دین را در کنار سیاست همواره دانسته و به واسطه ی همین اندیشه تمامی افکار،اهداف و اندیشه‌های ضدّ بشری ‌اش را به اجرا می‌‌رساند  ولی‌ در کنار همین دولت احزاب ،سازمان‌ها و جنبش‌های ضدّ این رژیم نیز به وجود آمدند که می‌‌توان از جدایی طلب‌های کرد،سلطنت طلب ها،جمهوری خواهان اما با پسوندی دیگر مانند جمهوری دمکراتیک ،کمونیست ها،اصلاح طلبان،حزب مشروطه،سازمان مهر میهن،سازمان ملی‌ و میهنی ،جبهه ی مشارکت ملی‌،جبهه‌ ی ازادیخواهان نام برد که اگر عمیق بنگریم متوجه می‌‌شویم که تمامی‌ این جنبش‌ها یا سازمان‌ها یک هدف را دنبال می‌‌کنند آن‌ هم بر اندازی رژیم آخوندیسم هست. 
اما عملاً میبینیم که عملکرد و فعالیت آنان بسنده شده به چندین اعتصاب و تظاهرات‌هایی‌ در خارج از ایران ،به بیانی‌ بستر این تغییرات فراهم نشده و هیچگونه تغییر مثبتی انجام نشده است.حال این سوال در ذهن پدیدار می‌‌شود که ایراد کار اینان در چیست؟
به درستی‌ می‌‌دانیم برای پیدایش یک تغییر نیاز به فاکتورهای متفاوتی داریم از جمله:
۱.وجود اندیشه ،نیرو و اعضایی که می‌‌تواند مفید و سودمند باشد و از طرفی‌ تبحر و آگاهی کافی‌ در این زمینه را داشته باشند ولی‌ باز هم میبینیم که شعار بسیاری از افراد اپوزیسیون بالا بردن کمیت هست ،یعنی‌ افزایش تعداد اعضای آن حزب یا جنبش یا سازمان بدون در نظر گرفتن کیفیت آن‌ به خوبی‌ می‌‌دانیم که در سالهای اخیر جمعیت مهاجر و پناهجویی که ترک وطن کرده اند بسیار است و متأسفانه بسیاری از نیروهای موجود در بخش‌های مختلف اپوزیسیون تنها به منظور گرفتن قبولی از یک کشور ‌اروپایی یا آمریکایی وارد اپوزیسیون شده و به محض دریافت اقامت و پذیرش از جانب کشور مورد نظرشان فعالیت مختسرشان را ترک کرده و چه بسا آن‌ حزب و سازمان را نفی می‌‌کنند و ایرادارتی بر عملکرد آن سازمان میگیرند.بارها با گوش خودم شنیده‌ام افرادی که در راس این گرایش‌های اپوزیسیون قرار دارند صرفاً به منظور کمک‌های مالی‌ از اسپانسرهای حکومتی ضد ایران نیرو جذب می‌‌کنند و هیچگونه اعتنا و توجهی‌ به بار اندیشه و تفکر افراد عضو در گروه ندارند و این یکی‌ از ایرادات خانمان سوز اپوزیسیون می‌‌باشد.
۲.وجود اسپانسرهای مالی‌ به منظور فراهم آوردن امکانات کافی‌ برای انجام فعالیت‌های ضدّ دولت اسلامی ایران. در بحث مبارزاتی میخوانیم که برای براندازی رژیم اسلامی ایران نیازمند یک انقلاب نیستیم بلکه نیازمند یک اعتراض یک روزه همگانی هستیم،که این خود نیازمند امکانات مالی‌ فراوانیست،از طرفی‌ برای بر اندازی تنها جنگ نرم کافی‌ نیست ،و برای به تسلیم آوردن ارتش فعلی ایران و ارگان‌های مختلف ایرانی از جمله سپاه پاسداران مبارزاتی مسلحانه پیش می‌آید که خود نیازمند یک پشتوانه ی مالی‌ کافیست.
با برسی‌‌هایی‌ که در اپوزیسیون داشتیم متوجه شدیم که یکی‌ از گرایش‌های به نام و فعال اپوزیسیون بخش سامانه ی پادشاهیست ،بخشی که ولیعهد(فرزند ارشد شاه بزرگ) در راس آن قرار دارد ،اما جای انتقاد بسیار است،اولین انتقاد را می‌‌توان بر اعضای این سامانه نام برد،در سامانه ی پادشاهی افراد بسیار فعال همچون امید دانا وجود دارد اما در نقطه ی مقابل افرادی را میبینیم که توانایی تعریف کلمه ی سیاست را هم ندارند و صرفاً برای دریافت نامه ی تائیدیه از جانب ولیعهد گذاری بر این سامانه داشته اند و این گرایش بیشترین تعداد و اعضا را دارد.لذا از جناب ولیعهد خواستاریم که هر فردی را در این گرایش راه ندهند از طرفی‌ جناب ولیعهد چرا تا بحال حکومت آخوندیسم پاا برجاست؟؟گمان نمیکنید نقصانی در کار شماست؟؟؟
بلی از اندیشه‌های سودمند استفاده نمیکنید،هزینه یی برای بر اندازی این رژیم نمیکنید،خواهشا دستی‌ در جیب مبارک کنید ،نیروها و اندیشه‌های جوان بسیاری هستند که توانایی بزرگ‌ترین تغییرات را دارند،ایجاد در تغییری مستلزم هزینه است.به گمانم شما با آن‌ پیشینه ی خانواده ی پدری بتوانید اندکی‌ یاری رسانید.تاریخ ایران از آن‌ شماست،به آن‌ می‌‌بالیم ،بر این اندیشه هستم که در ایران تنها گرایشی که باید بر ضدّ آخوندیسم وجود داشته باشد تنها سامانه ی پادشاهییست چرا که بخشی از تاریخ ایران است،اما ،اما‌های فراوانی وجود دارد ،یکی‌ از راه‌های پیشرفت یک کشور به روز بودن و هماهنگ بودن با تکنولوژی و پیشرفت در هر زمینه یی میباشد ، احترام به تاریخ پیشینیان عملاً به یک نوع بت پرستی‌ مدرن تبدیل شده است.
برای بر اندازی این رژیم نیازمند صداقت هستیم،نیازمند حکومتی که ایده ال مردم و ملت است،ایران نیازمند یک دموکراسی دینیست،نیازمند یک دموکراسی حکومتیست،ملت من اشباع هستند از باید‌ها و نباید ها،آری مردمم حرف تازه یی میخواهند بشنوند،تاریخ ما یک افتخار ماست،اما حکومتی دینی یا حکومتی پادشاهی تنها پاسخگوی این ملت نیست .
برای بر اندازی رژیم آخوندی می‌‌توان به نکات ذیل توجه کرد:
۱.آگاهی‌ سازی در میان مردم که خود مشتمل بر چند زیر گزینه است مانند آگاهی‌ از تاریخ ایران باستان،آگاهی‌ از رفتار‌های پنهانی‌ این دولت،آگاهی‌ از حق و حقوق فردی افراد ملت.
۲.تامین نیازمندیهای مالی‌ لازم و ملزوم برای بر اندازی.
۳.بکار گیری نیروهای متخصص و هدفمند و اندیشمند.
۴.شناخت ایده آال‌های ملت برای حکومت دلخواه.
۵.اساسنامه یی کامل و معتقد بودن بدان.
۶.یکپارچگی در میان اپوزیسیون و سمّ زدایی در میان افکار مسموم اپوزیسیون.

پاینده ایران 
محیا محقق